تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
شدند . على در نخيله اقامت جسته بود تا آنكه ابن عباس به همراه مردم بصره به آن حضرت پيوست . همچنين امراى هفتگانه اهل كوفه نيز در آنجا حضور داشته و عبارت بودند از : سعد بن مسعود ثقفى بر قيس و عبد القيس ، معقل بن قيس يربوعى رياحى بر تميم و ضبه و رباب و قريش و كنانه و اسد ، مخنف بن سليم بر ازد و بجيله و خثعم و انصار و خزاعه ، حجر بن عدى كندى بر كنده و حضرموت و قضاعه و مهرة ، زياد بن نضر بر مذحج و اشعريان ، سعيد بن قيس بن مرة همدانى بر همدان و كسانى از حمير با آنان بودند ، عدى بن حاتم طايى بر طى . اينان با مذحجيان يك جا بودند از اين رو دو روايت داشتند . رايت مذحج به دست زياد بن نضر و رايت طى با عدى بن حاتم بود . زياد بن نضر حارثى به عبد الله بن بديل بن ورقاء گفت : روز ما و ايشان ، به راستى روز سختى است كه جز انسان پردل راست نيت و دلاور بر آن صبر نتواند كرد . به خدا قسم گمان مىكنم امروز كسى از ما و از ايشان به جز فرومايگان باقى بمانند . عبد الله بن بديل گفت : من نيز چنين مىپندارم . على ( ع ) گفت : بايد اين سخن را در سينه خود نگهداريد و آن را به كسى بازمگوييد . خداوند كشته شدن را بر عده‌اى و مردن را بر گروهى ديگر واجب كرده است : مرگ هر كسى در خواهد رسيد چنان كه خداوند براى او مقدر كرده است . پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و كسانى كه در راه فرمانبردارى از خداوند كشته مىشوند . چون هاشم بن عتبه گفت و گوى آنان را شنيد ، ستايش خداوند را به جاى آورد و گفت : اى امير المؤمنين ما را به سوى اين قوم سنگدلى كه كتاب خدا را پشت سر خود افكنده و در ميان بندگان خداوند ، بدون خشنودى خداوند مشغول انجام كارى شده‌اند ، حركت ده . اينان حرام خدا را حلال و حلال او را حرام گرفتند و شيطان بر ايشان مسلط شد و به آنان وعده‌هاى دروغ داد تا آنجا كه ايشان را از طريق هدايت ، كج كرد و به واسطهء ايشان نيتى پست را جامهء عمل پوشانيد . دنيا را در نظر ايشان دوست‌داشتنى جلوه داد . ايشان به خاطر رغبتى كه در دنياى خود دارند به جنگ آمده‌اند چنان كه ما نيز به خاطر رغبت خود به آخرت به جنگ ايشان روانه شديم . و تو اى امير المؤمنين تو از نظر پيوند خويشى نزديك‌ترين كس به رسول خدا و برترين مردم در سابقه و قدمت در اسلام هستى . و اين دشمنان نيز مانند ما بر اين فضايل تو آگاهى دارند اما شقاوت و تيره‌روزى بر آنها نوشته شده و خواهشهاى نفسانى به آنان روى كرده است و ايشان ستمگرانند . دستان ما به شنيدن و فرمانبردارى از تو گشاده و قلبهاى ما براى خير خواهى تو باز و جانهاى ما به نور تو در مقابل كسى كه با تو مخالفت كرده و خواهان خلافت بر مسلمين شده ، ثابت و استوار است . به خدا قسم هيچ چيز در آسمان و زمين براى من محبوب‌تر از آن نيست كه با دوست تو دوستى كنم و با دشمنت ، دشمنى پيشه گيرم . پس على ( ع ) براى او دعا كرد و گفت : « خداوندا ! شهادت در راهت و