تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
گروهى از ياران على ( ع ) به آن حضرت گفتند : به معاويه و طرفداران او از قوم خود ، نامه‌اى بنويس و آنان را به سوى خويش دعوت و بهره و نصيب آنان را از اين جنگ گوشزد كن . زيرا بدين وسيله حجت تو بر آنان قوىتر خواهد شد . پس على ( ع ) به آنان نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم از بندهء خدا على امير المؤمنين به معاويه و هواداران او از قريش . سلام عليكم . همانا ستايش گويم خدايى را كه جز او هيچ معبودى نيست . اما بعد همانا براى خداوند بندگانىاند كه به قرآن ايمان آورده و تأويل آن را شناخته و در دين دانا شده‌اند . و خداوند نيز فضيلت ايشان را در قرآن بيان كرده است . شما در آن زمان دشمنان رسول خدا بوديد و بر جنگ با مسلمانان جمع مىآمديد . بر هر مسلمانى كه دست مىيافتيد او را زندانى و شكنجه مىكرديد يا مىكشتيد تا آنكه خداوند اراده كرد دينش سربلند و رسولش پيروز شود . در اين وقت اعراب گروه گروه به دين خداوند گرويدند و اين امت به دلخواه يا به نادلخواه در آيين اسلام درآمدند . در حالى كه اهل سبق به واسطهء پيشى گرفتن در گروش به اسلام و مهاجران نخستين به واسطهء فضل خود ، رستگار شدند . پس شايسته نيست كسى كه فاقد چنان سوابق و فضائلى است با آنان در امرى كه ايشان بدان اهليت و اولويت دارند ، منازعه كند . سپس بدان كه اولىترين مردم به كار اين امت ، چه قديم و چه جديد ، كسى است كه با رسول خدا پيمان خويشاوندى نزديك‌ترى داشته و به قرآن از ديگران آگاه‌تر و در دين عالم‌تر و در گرايش به اسلام از ديگران سابق‌تر و در جهاد از ديگران برتر و تواناترين كس در رفع مشكلات مردم باشد . پس بترسيد از خدايى كه به سوى او بازگشت مىكنيد . و حق را جامهء باطل مپوشانيد و آن را كتمان نكنيد در حالى كه به خوبى بر آن آگاهى داريد . بدانيد كه بهترين بندگان خدا كسانىاند كه بدان چه داده مىشوند عمل مىكنند و بدترين بندگان ، جاهلانند كه به جهل خود با عالمان ستيزه مىكنند . عالم به سبب علم خود صاحب فضيلت است و جاهل با ستيزه كردن با عالم به جز جهل چيز ديگرى نمىافزايد . من شما را به كتاب خداوند و سنت پيامبرش ( ص ) و نريختن خون اين امت ، فرا مىخوانم . پس اگر پذيرفتيد هدايت يافته‌ايد و اگر از اين امر سرتافتيد و به جز تفرقه و پراكندگى اين امت را نخواستيد جز دورى از خداوند را براى خود نيفزوده‌ايد . و السلام » . معاويه در پاسخ نامهء على ( ع ) نوشت : ميان من و قيس عتابى نيست به جز از نيزه‌هاى كلى و زدن گردنها . على ( ع ) فرمود : « انك لا تهدى من احببت و لكن الله يهدى من يشاء » « 19 »
هامش
( 19 ) همانا تو هر كس را كه دوست داشته باشى هدايت نخواهى كرد و لكن خداوند هدايت مىكند هر كس را كه خواهد .