تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
است و اميدواريم خداوند آنان را به برادران خود كه ديروز به هلاكت رسيده‌اند ، ملحق كند . حجر بن عدى و عمرو بن حمق خارج شدند و در ميان مردم ، از اهل شام بيزارى جسته به آنان ناسزا گفتند . امير المؤمنين ( ع ) به دنبال آنان فرستاد و گفت : از اين كار خود دست بازداريد . حجر و عمرو به حضور على آمدند و گفتند : آيا ما بر حق نيستيم ؟ فرمود : چرا ، اما من خوش ندارم شما ناسزاگوى و لاعن باشيد . اگر بديهاى كردار آنان را به مردم بازگوييد بهتر است . به جاى لعن و برائت به شاميان ، بگوييد : خداوندا خونهاى ما و ايشان را مريز و ميانهء ما و آنان را اصلاح كن و ايشان را از گمراهى به راه راست هدايت فرما . اگر چنين بگوييد نزد من محبوب‌تر و براى شما بهتر است . آن دو گفتند : اى امير المؤمنين اندرزت را بپذيريم و به آداب تو متأدب شويم . عبد الله بن معتم عبسى و حنظلة بن ربيع تميمى همراه با گروهى از مردان غطفان به حضور على ( ع ) رسيدند . حنظله به على ( ع ) توصيه كرد كه با معاويه مكاتبه كند و در اين كار شتاب نگيرد . وى همچنين گفت : ما هيچ كدام نمىدانيم كه چه كسى پيروز و كدام كس شكست خواهد خورد . عبسى و همراهان او برخاسته مانند او سخن گفتند . پس على ( ع ) فرمود : شكست از آن سركشان است ، چه پيروز شوند يا شكست بخورند . اما به خدا سوگند من سخن قومى را مىشنوم كه گويى نمىخواهند معروفى را خوب شمارند و منكرى را انكار كنند . معقل بن قيس رياحى گفت : اين جماعت براى خير خواهى به حضور تو نيامده‌اند ، بلكه قصد آنان با خيانت در آميخته است . آنان را به كار خود راه مده . مالك بن حبيب به على ( ع ) عرض كرد : به من خبر رسيد كه حنظله با معاويه نامه‌نگارى مىكند . او را به ما بسپار تا پايان جنگ ، زندانيش كنيم . عباس بن ربيعه و فائد بن بكير كه هر دو عبسى بودند ، گفتند : اى امير المؤمنين ! به ما خبر رسيده كه عبد الله بن معتم با معاويه نامه‌نگارى مىكند او را تا پايان به حبس افكن يا او را به ما بسپار تا زندانش كنيم . آن دو ( عبد الله و حنظله ) گفتند : « اين پاداش كسى است كه شما را يارى و براى شما خيرخواهى مىكند » . على ( ع ) به آن دو پاسخ داد : خداوند ميان من و شماست . و شما را به او واگذار مىكنم . و از او بر شما پشتيبانى مىخواهم . هر جا كه خواهيد برويد . عبد الله بن معتم با يازده تن از مردان قومش به معاويه پيوست . على ( ع ) به حنظلة بن ربيع معروف به حنظلهء كاتب كه از صحابه بود ، پيغام داد : اى حنظله آيا بر ضد منى يا در كنار من ؟ حنظله پاسخ داد : نه ضد و نه در كنار توام . سپس با بيست و سه تن از مردان قومش گريخت و به معاويه ملحق شد . اما آن دو از يارى هر دو طرف بازايستادند . على ( ع ) فرمود تا خانهء حنظله را ويران كنند . و اين دستور توسط بكر بن تميم و شبث بن ربعى به اجرا درآمد .