گفت : معاويه چگونه با على بيعت كند كه او برادرش حنظله و دايىاش وليد و جدش عتبه را در يك جنگ به قتل رسانده است ؟ ! به خدا سوگند گمان نمىكنم آنان به خواست تو درآيند جز آنكه نيزهها آهنگ آنان كنند و شمشيرها مغزهايشان را بكوبند و ابروانشان را بپراكنند .
و كارهاى بزرگى بين دو گروه روى دهد .
عمرو بن حمق گفت : « اى امير المؤمنين ! به خدا قسم من از روى پيوند خويشى كه با تو داشتم و يا به خاطر گرفتن مال و منال از تو و يا براى بالا بردن نام خودم در نزد تو ، تو را دوست نداشته و با تو بيعت نكردهام . بلكه من تو را به خاطر پنج خصلت دوست مىدارم : تو پسر عموى رسول خدا و اولين گروندهء به او و شوى دختر پيامبر و پدر ذريهاى هستى كه از رسول خدا در ميان ما به جاى مانده است و بزرگترين مهاجرى هستى كه در جنگها سهم وافرى از ديگران دارد . اگر مرا به حركت دادن كوههاى سر به فلك كشيده و تهى كردن آب درياهاى بىژرفا فرمان دهند تا دوستانت را تقويت و دشمنانت را تضعيف كنم ، بازهم گمان نمىكنم حقى را كه تو بر گردن من دارى به انجام رسانيده باشم » . على فرمود : « خداوند دل او را به نور تقوا روشن كن و او را به راه راست هدايت فرماى . اى كاش در ميان سپاه من صد تن ، چون تو بودند » . پس حجر گفت : « اى امير المؤمنين ما فرزندان و اهل جنگ هستيم و چنان با جنگ خو كردهايم كه جنگ از ما قوام يافت و ما از آن . ما ياران لايق و عشيرهاى بىشمار و رأيى كارساز و نيرويى در خور پسند داريم . زمام امور ما در كف توست . اگر تو طلوع كنى ، ما نيز طلوع كنيم و اگر غروب كنى ما هم غروب كنيم . و ما را به هر چه فرمان دهى ، آن را به انجام رسانيم » . على ( ع ) از او پرسيد : آيا تمام قوم تو همين نظر را دارند ؟ حجر گفت : من جز خوبى از آنان نديدم . اين دو دست من به نيابت شنوايى و فرمانبردارى و پاسخ آنان به دعوت توست . على ( ع ) به او فرمود : « خير است » .
يزيد بن قيس ارحبى بر على ( ع ) وارد شد و گفت : اى امير المؤمنين ! ما صاحب تجهيزات و افراد هستيم . اكثر همراهان ما نيرومندند و هيچ كس ناتوان يا بيمار نيست . پس به منادى امر كن تا مردم را به اردوگاهتان در نخيله فرا بخواند . جنگجوى هرگز خسته نمىشود و خواب او را در نمىربايد . و هرگز در پى گريز از جنگ نيست و در آن به مشورت نمىپردازد و جنگ را به امروز و فردا نمىافكند .
زياد بن نضر گفت : اى امير المؤمنين ! يزيد بن قيس تو را نصيحت كرد و آنچه را مىدانست گفت . پس بر خداوند توكل و به او اعتماد كن پس ما را به جنگ آنان گسيل كن .
اگر خداوند به آنان ارادهء خيرى كرده باشد ، تو را رها نمىكنند تا به دامن كس ديگرى كه در سابقه با پيامبر و قدمت در اسلام و قرابت با محمد ، مانند تو نيست بچسبند . و اگر بازنگردند و به ما روى نكنند و جز جنگ ما را نخواهند ، با آنان در پيكار مىشويم . جنگ آنان با ما ساده
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 563
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٥٦٣