از خانه جرير بيرون آمد و خانه ثوير بن عامر را كه به جرير پيوسته بود ، خراب كرد و به آتش كشيد .
چون معاويه عزم رفتن به صفين كرد به عمرو بن عاص گفت : من در نظر دارم نامهاى به مردم مكه و مدينه بنويسم و دربارهء عثمان با آنان سخن گويم يا به كمك ما مىآيند و يا آنكه مردم را از يارى ما بازمىدارند .
عمرو گفت : ما به سه گروه نامه مىنويسيم . به گروهى كه طرفدار على هستند . پس اين نامه آنان را هشيار مىكند . همچنين به گروهى كه هوا خواه عثمانند نامهاى مىنويسيم كه اين نامه آنها را بر اعتقاد خود ثابت مىدارد و نامهاى هم به كسانى كه از اين امر كناره گرفتهاند مىنگاريم كه به خلافت على چندان خوشدل نشوند . معاويه گفت : چنين خواهيم كرد . پس عبد اللّه بن عمر در پاسخ آنان نوشت : شما دو تن را با خلافت چهكار ؟ ! اما تو اى معاويه آزادشدهاى ( طليق ) واى عمرو تو مشكوك هستى . پس از اين كار دست بازداريد كه براى شما هيچ يار و ياورى نيست .
معاويه نامهاى به شخص عبد اللّه بن عمرو نيز نامههايى به سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه نوشت . وى در نامهاى كه به عبد اللّه بن عمر نوشت ، چنين گفت : اما بعد ، در نظر من پس از كشته شدن عثمان هيچ كس براى احراز مقام خلافت شايستهتر نيست . آنگاه از خوار كردن عثمان و طعنههاى تو به ياران او ، ياد كردم و نظرم از تو برگشت . اما مخالفت تو با على آن طعنهها را در نظر من كوچك كرد . خداوند تو را رحمت كند پس ما را براى احقاق حق اين خليفهء مظلوم يارى ده . من نمىخواهم بر تو امارت كنم اما مىخواهم تو حكومت كنى . و اگر آن را نپذيرى مسلمانان بايد در اين باره شورا كنند . ابن عمر در پاسخ نامهء معاويه نوشت كه نمىتواند على را در مهاجران و انصار و طلحه و زبير و عايشه ، ام المؤمنين ، رها كرده و از وى پيروى كند . همچنين معاويه به سعد نوشت : اما بعد ، اهل شوراى قريش سزاوارترين مردم به يارى عثمان بودند . آنان حق او را ثابت كردند و او را بر ديگران برگزيدند . طلحه و زبير كه هر دو در خلافت شريك و در اسلام به سان تو بودند ، عثمان را يارى كردند . عايشه نيز چنين كرد . پس تو آنچه را كه ايشان پسنديدند ، ناپسند مشمر و كارى را كه آنان پذيرفتند رد مكن . ما مىخواهيم امر خلافت را به عهدهء شورايى در ميان مسلمانان واگذاريم . سعد در پاسخ معاويه نوشت : اما بعد ، عمر هيچ كس را در شورا داخل نكرد جز آنكه خلافت براى او از قريش روا بود . جز آنكه على حائز صفاتى است كه ما نداريم و آنچه را كه در ما نيست در او هست . اما طلحه و زبير اگر در خانههايشان مىنشستند براى ايشان بهتر بود . و خداوند ام المؤمنين را بيامرزاد .
معاويه به امير المؤمنين نامهاى نوشت كه ما آن را به همراه جواب على ( ع ) در اينجا نقل
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 554
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٥٥٤