رسانيديم پس ايشان اختيار ضلالت بر آن كردند . و ظاهر است كه بعد از رسيدن به مطلوب و در آمدن به دين حق ديگر اختيار عمى و ضلالت بر آن متصور نيست ، پس معنى هدايت آن نباشد .
و اما قوله تعالى :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ
« 1 » ، اخصّ از مطلوب جميع است ، چه به اين آيهء مذكوره منتقض است قول جمعى كه تفسير كردهاند هدايت را چنانچه گذشت به دلالت على ما يوصل الى المطلوب كه به معنى ارائهء طريق و نمودن راه است ، زيرا كه معنى آيهء مذكوره - و اللَّه أعلم - آنكه : « بدرستى كه اى محمد هدايت نمىكنى هر كس را دوست مىدارى و مىخواهى كه هدايت يابند و ليكن حضرت عزت هر كس را مشيّت او به آن قرار گيرد هدايت مىكند » . زيرا كه اگر معنى هدايت ارائهء طريق باشد نفى آن از پيغمبر - صلوات اللَّه عليه و آله - مناسب نخواهد نمود زيرا كه او عليه السّلام به واسطهء آن مبعوث بود كه راه حق را به همه كس بنمايد و هيچ كس را از آن محروم نگذارد .
مترجم گويد : « بيان اين اجمال بر وجه كمال چنانچه شيخ المحقّقين مترجم « اربعين » - أدام اللَّه ظلاله الى يوم الدين - در ترجمهء مذكور كه مسمّى به « ترجمهء قطب شاهى » است تفصيل دادهاند اينست كه : بعضى از متقدمين هدايت را تفسير كردهاند به دلالت موصلهء به مطلوب كه عبارت از رساندن به مطلوب است ، و بعضى ديگر به دلالت على ما يوصل الى المطلوب كه به معنى ارائهء طريق و نمودن راه است .
و بر تفسير اول اعتراض كردهاند كه منتقض است به آيهء كريمهء :
وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى
، كه تفسير آن سبق ذكر يافت . و بر تفسير ثانى وارد مىآيد كه منتقض است به آيهء كريمهء :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
، كه تفسير آن نيز سبق سمت گزارش يافت .
و متأخرين علما بواسطهء تفصّى و تخلّص از اعتراضين مذكورين قائل
هامش
( 1 ) سورهء قصص : 28 - آيهء 56 .