مشاهده توانند كرد ، و به سبب آن كوههاى انانيّت و خودپرستى كه سدّ راه ايشان شده از هم پاشيده شود و خود را هباء منثورا ديده همه او شوند و آنچه غير اوست همه را در معرض هلاك و فنا آورند ، و پردهء تعلّق به ما سوى را كه در پيش نظر دارند از هم دريده ، بگويند :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » . و اين نوع از هدايت مختص است به اولياء و كسانى كه متّصف به صفات ايشان بوده باشند . پس هر گاه كه آيهء كريمهء
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
را اصحاب مرتبهء سيّم تلاوت مىكنند ايشان به هدايت ارادهء مرتبهء چهارم مىنمايند كه عبارت از ملاحظهء اسرار كمال و مطالعهء انوار جمال است . و هر گاه كه اصحاب مرتبهء چهارم قرائت مىكنند ارادهء ثبات و استقامت مىنمايند بر آنچه ايشان بر آنند از هدايت ، چنانچه روايت شده است از سر خيل ارباب حال و سرچشمهء جويبار هدايت و كمال امير المؤمنين على عليه السّلام در تفسير
اهْدِنَا
كه مراد ثبّتنا است ، يعنى ثبّتنا على دين الاسلام ، يعنى ثابت دار ما را بر دين اسلام . يا مراد زيادتى هدايت است يعنى هدايتى كه ما را كردهاى زياده گردان .
و هدايت بر معنى اول كه ثبّتنا باشد مجاز است و همچنين بر معنى دوم كه زيادتى هدايت باشد نيز مجاز است اگر مفهوم زيادتى را در اصل مفهوم هدايت اعتبار نمايند ، و اگر زيادتى را در اصل مفهوم اعتبار نكنند حقيقت خواهد بود .
و « صراط » در اصل لغت ، جاده را گويند ، و آن در اصل به سين بوده است ، و « سراط » به سين عبارت از طريق سهل و آسان است . و اصل « سراط » از سرط الطّعام يسرطه سرطا اذا ابتلعه است . و وجه مناسبت آنست كه گويا طريق ، سالك خود را ابتلاع مىكند و فرو مىبرد ، يا سالك طريق ، طريق را فرو مىبرد . و ابن كثير به سين خوانده است و ما عدا حمزه به صاد خواندهاند ، و حمزه چنان خوانده است كه به اشمام صاد صوت زاء بهم مىرسد يعنى ميان صاد
هامش
( 1 ) سورهء غافر : 40 - آيهء 16 .