به تفصيل شدهاند و گفتهاند : هدايت دو مفعولى است ، و تعديهء آن به مفعول ثانى گاه به نفس است و گاه به لام و گاه به الى ، مثل قوله تعالى :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
، و قوله تعالى :
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
« 1 » ، و قوله تعالى :
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ *
. « 2 » پس جايى كه به مفعول ثانى بنفس متعدى شده باشد مراد از آن دلالت موصله است ، و جايى كه به الى و لام ، متعدى شده باشد مراد از آن دلالت على ما يوصل ، و اگر مفعول ثانى در كلام مذكور نباشد بايد ديد كه مقام ، تقاضاى كدام معنى دارد و كدام معنى مناسب مقام است موافق آن تقدير بايد كرد .
مثلا در آيهء ثمود چون بر تفسير اول فاسد مىشود با لام يا الى تقدير بايد كرد ، و بايد گفت : تقدير آيه اينست كه : امّا ثمود فهديناهم للحقّ او الى الحقّ . و در آيهء
مَنْ أَحْبَبْتَ
بايد گفت تقدير آنست كه : انّك لا تهدى الحقّ من احببته تا معنى كلام به استقامت آيد و اعتراض مندفع شود .
و چون اين تفصيل نيز منتقض است به آيهء كريمهء :
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
كه تفسير آن نيز سبق ذكر يافت ، و همچنين منتقض است به آيهء كريمهء :
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
« 3 » كه با آنكه متعدى بنفس است اگر بر معنى ايصال به مطلوب محمول شود معنى فاسد مىشود چه كفران در آن صورت متحقّق نخواهد بود ، و لهذا مصنّف - قدّس سرّه - از آن عدول كرده هدايت را به دلالت به لطف تفسير كرده است كه مشترك معنوى باشد ميان هر دو معنى ، چنانچه قاضى بيضاوى در تفسير خود كه موسوم به « انوار التنزيل » است در تفسير آيهء كريمهء :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
نيز به همين عبارت ادا كرده است ، و گفته : الهداية الدلالة بلطف .
و مراد به لطف هر امرى است كه نزديك گردانندهء به طاعت باشد و دور سازندهء از
هامش
( 1 ) سورهء اسراء : 17 - آيهء 9 .
( 2 ) سورهء بقره : 2 - آيهء 213 .
( 3 ) سورهء دهر : 76 - آيهء 3 .