تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
به جهت حصول مقاصد تو راه خطا گرفتهاند ، من رشوه نمىستانم و آنچه به رسم تحفه آوردهاى به تو بازگردانم . و اركان دولت آنچه گرفته بودند بازدادند ، و عمرو عاص مردود الهدايا و مخذول البرايا از پيش نجاشى بيرون آمد . به روايت صحيحه از ابن عباس منقول است كه چون عمرو عاص متوجه مكه شد جماعت رهبانان و گروه قسيسان به حضور نجاشى آمدند و گفتند كه ابراهيم يهودى است يا نصرانى ؟ و تو تابع ملت اويى و حال آن كه جمعى را حمايت كردى و قبول قول ايشان نمودى كه مخالفت دين ما كنند ، اجازت ده تا با ايشان خصومت كنيم . حضرت الهى وحى فرستاد به جانب حضرت رسالت پناهى كه ميان جعفر و جماعت يهودان منازعت است و آيات در اين باب فرستاد و روزى كه وعدهء مخاصمت بود آيات منزله به وى رسيد . پس جعفر در خلال مقاوله و مخاصمه بر ايشان خواند كه :
ما كان إِبْراهِيم يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا

« 1 » . نجاشى گفت : راست گفتى به سبب آن كه نصرانيت و يهوديت بعد از ابراهيم به چند سال پيدا شد . و نجاشى اسلام آورد و جعفر را گفت كه بر شما بعد از اين مكروهى نرسد و بعد از آن هر كس به معبد خود رفت و جعفر متوجه خانهء خود گرديد . اما جعفر و زوجهء او اسماء شنيدند كه رسول از جفاى قريش از مكه هجرت به مدينه نموده ايشان هميشه چون شمع از آتش مىسوختند و به آب ديده آتش سينه مىافروختند تا خبر رسيد كه بعد از چند سال كه حضرت الهى به فيض الطاف نامتناهى حبيب خود را بر صناديد مظفر ساخته و لواى دين را بر اعلى عليين بر افراخته بغايت شادمان شدند و آن روز را روز عيد خود دانستند .

به شعب بردن ابو طالب پيغمبر را به جهت محافظت از كفار و خلاص گرديدن آن حضرت به آمدن جبرئيل از نزد رب جليل

راويان معتبر و سخن‌گستران با خبر آوردهاند كه چون قريش ديدند كه مهم آن
هامش
( 1 ) - آل عمران 3 / 67 .