بردند . كفار قريش چون شدّت تعصب و صلابت حمايت ابو طالب را معلوم كردند ، اتفاق نمودند و پيش لات و هبل آمده عهد كردند كه من بعد با بنى هاشم و بنى مطلب مناكحه و مبايعت ننمايند و صلهء رحم و طريق صلح به جاى نيارند . بيت :
بدين مضمون ورق مسطور كردند * به تأكيدش قسم مذكور كردند
و هر كس بر آنجا نام خود را نقش كردند و مهر نهادند و پيش خانهء كعبه بياويختند و اسلحه برداشته در حوالى شعب ايشان را محاصره كردند و هر كس كه از شعب بيرون مىآمد به جهت مهم معاش ، او را آزار ايذاء مىكردند و مانع مىشدند كه از بيرون طعام خريده به شعب برند . و ابو طالب آن حضرت را هر شب به جايى ديگر مىخوابانيد و پسر خود - على - را به جاى آن سرور تكيه مىفرمود . بيت :
على را جاى خوابش جلوه مىداد * به جاى مهر مه را مىفرستاد
و آن حضرت در آن شعب [ سه سال ] « 1 » بود و در اين مدت اوقات به محنت و مشقت مىگذرانيدند و آواز گريهء اطفال را جماعت قريش شنوده خوشحال مىگرديدند . راوى گويد كه در آخر سال سيّم اكثر قريش از عهد پشيمان شدند و بر آن آمدند كه آن حكم را بر اندازند و آن سرور و ابو طالب را از شعب بيرون آرند . هشام بن عبد الحارث « 2 » به اتفاق زهير « 3 » به نزد مطعم « 4 » آمدند و ابو البخترى « 5 » را يار و مددكار خود كردند . بيت :
به نقض عهد گرديدند يكدل * نگردد يكدلان را كار مشكل
روز ديگر يك يك جدا جدا آمدند و هر كدام به گوشهاى قرار گرفتند و زهير سخنان
هامش
( 1 ) - ب و ج ندارد .
( 2 ) - نام كامل وى هشام بن عمرو بن ربيعة بن حارث است .
( 3 ) - زهير بن امية بن مغيرة بن عبد اللّه پسر عمهء رسول خدا فرزند عاتكه دختر عبد المطلب ( تاريخ پيامبر اسلام ، ص 162 ) .
( 4 ) - مطعم بن عدى .
( 5 ) - ابو البخترى عاص بن هشام بن حارث بن اسد .