تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
معاندان قريش مىگذارد ، گفت : اى عم بزرگوار و اى مشفق مرحمت آثار ! به يقين بدان كه اگر با من هيچ معاونى و يارى و مددكارى نباشد دست از كار و زبان از گفتار بازنمىدارم و زبان را از طعن و لعن بازنمىبندم و بتان و بت‌پرستان را به قول و فعل مىرنجانم . بيت :
بكوشم در اين كار مردانه وار * نه انديشم از دشمن بىشمار
و به يقين مىدانم كه مرا دشمن بسيار است و مخالفان بىحد و شمار ، اى عم ! اگر از مددكارى من خود را معاف كنى و دست از معاونت من كوتاه دارى عون ربانى و نصرت آسمانى با من است و ليكن اى عم ، بيت :
ترا بِه گربه من نصرت رسانى * و گرنه هست عون آسمانى
اين بگفت و قطرات عبرات از ديده بگردانيد و لؤلؤ تر و مرجان بر رخسار دوانيد . ابو طالب را دل بسوخت و سر و روى آن حضرت را بوسه داد و نوازش تمام نمود و از براى تسلى خاطر آن سرور رجزى آغاز كرد كه يك بيتش اين است ، بيت :
و اللّه لن يصلوا اليك بجمعهم * حتّى او سدّ فى التّراب دفينا
كس نخواهد كرد قصد جانت اى فرزند من * تا نخواهد گشت در خاك لحد عمت دفين
پيشه و انديشهام در شأن تو حق است و مهر * دعويى كردى و حق در جانب تست اى امين
ابو طالب ديد كه قريش اتفاق بر قتل آن سرور نموده و از اطراف و جوانب مدد و معاون طلبيدند ، به ضرورت مردم خود را جمع گردانيد و بعد از آن ، بيت :
به آل مطلّب قاصد فرستاد * در اين انديشه ز ايشان جست امداد
بنى هاشم و بنى مطلّب را جمع كرد و بعضى از كفار قريش به واسطهء رابطهء خويشى و حميت جاهليت با ابو طالب اتفاق نمودند و آن حضرت را برداشته به شعب خود