تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
بدين لطافت و خوبى ادا نكرده كسى * مطالب خود و اوصاف خواجهء دو سرا
نجاشى گفت : از آنچه بر پيغمبر شما نازل شده بخوان . پس جعفر به آواز مليح و زبان فصيح آغاز كرد كه :
بِسْم اللَّه الرَّحْمن الرَّحِيم . كهيعص ذِكْرُ رَحْمَت رَبِّك عَبْدَه زَكَرِيَّا

« 1 » و اين سوره را تا به آخر بخواند . نجاشى و باقى حاضران از استماع قرآن گريه كردند و به زارى زار آه و ناله كشيدند و چون سوره به اتمام رسيد ، نجاشى گفت : و اللّه كه اين كلام مثل كلامى است كه به موسى و عيسى - عليهما السلام - نازل شده بلكه بهتر است و در فصاحت نيكوتر ، و از سر ذوق و غايت شوق گفت ، بيت :

چشم كز بهر دوست‌تر داريم * گر شود چشمه دوست‌تر داريم
عمرو عاص ديد كه كار از دست رفت و مهم به مدعاى ايشان پيوست ، تدبير كرد كه جعفر را به كشتن دهد ، گفت : اى ملك ! ايشان در حق عيسى سخنان بىادبانه مىگويند و اصلا به وى اعتقاد ندارند . نجاشى را اين سخن خوش نيامد و از جعفر آزرده گشت و پرسيد كه پيغمبر شما در حق عيسى چه مىگويد و چه مىفرمايد ؟ جعفر گفت : مىفرمايد هو عبد اللّه و رسوله . نجاشى شكفته شد و گفت : و الله كه عيسى همين گفته است كه تو گفتى . علماى مجلس و نجاشى از شوق ديدار حضرت رسالت پناهى گريستند و آواز بلند كرده فرياد وا شوقاه ! بركشيدند و بر مضمون اين بيت مترنّم شدند ، بيت :
اى خوش آن روزى كه از الطاف رب العالمين * وصل او روزى شود و اللّه خير الرازقين
بعد از آن جعفر را نوازش بسيار كرد و دلدارى نموده انعام بىشمار داد و عمرو عاص را گفت : سخنان دروغ در ميان انداختى و خود را و قريش را به دروغ گفتن رسوا ساختى و چنان معلوم شد كه امراى من رشوه گرفتهاند و وزراى من از راه ثواب بيرون رفتهاند و
هامش
( 1 ) - مريم 19 / 1 - 2 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 98 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى