تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
حصول پيوست . روزى ديگر جبرئيل از نزد رب جليل بازآمد و گفت : اى سيد كونين و اى رسول ثقلين ! خدا ترا سلام مىرساند و بعد از سلام مىفرمايد كه خلايق را به وحدانيت من و به رسالت خود دعوت كن . بيت :
شدش دل طارم توفيق را ماه * دگر شد خلق را داعى الى اللّه

ذكر دعوت نمودن آن حضرت امت را و قبول دعوت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

ناقلان آثار نبوى و راويان اخبار مصطفوى متّفقند بر آن كه چون آن حضرت مأمور به دعوت شد ، به خانه آمد و چون چشم خديجه خاتون بر آينهء جمال جهانآراى محمّدى افتاد به فراست معلوم كرد كه آن حضرت سخنى مىخواهد بگويد و در گفتن آن تأمل مىفرمايد . گفت : اى سيد و سرور و اى خواجهء پاكيزه نظر ! التماس دارم كه تأمل نفرمائيد و آنچه خاطر انور تو مىخواهد امر فرمائيد تا به موجب رضاى تو قيام نمايم و به موجب فرمودهء تو به تقديم رسانم و شرايط متابعت و لوازم اطاعت مرعى دارم . پيغمبر گفت : اى خديجهء كبرى ! بدان و آگاه باش كه جبرئيل وحى از جانب رب جليل آورد و مرا پيغمبر ساخت و امر فرمود كه خلق را به خدا و رسالت خود دعوت نمايم ؛ مىخواهم كسى كه اوّل اجابت دعوتم كند تو باشى و به شرف اسلام پيشتر از همه مشرف شده باشى . خديجه خاتون بىتوقف ايمان آورد و گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّك رسول اللّه حقّا حقّا . از اين جهت پيغمبر خوش‌حال گرديد و آن را به فال نيكو پسنديد . بعد از ايمان آوردن خديجه خاتون هنوز نيم ساعت بر نيامد كه ، بيت :
تجلى كرد انوار ارادت * دميد اسلام را صبح سعادت
هژبر بيشهء توفيق يزدان * امير ملك هستى شاه مردان
شه مسندنشين ملك توفيق * مه عالم‌فروز ملك تحقيق
على مرتضى معصوم طاهر * ز مخزن نقد مخفى ساخت ظاهر