تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و چون آن سرور بيست و پنج‌ساله شد عاتكه خاتون كه خواهر ابو طالب و عمهء آن حضرت بود ، گفت : اى برادر ! اين فرزند ما محمّد از روى حسن و جمال ، نظير ندارد و از رأى صدق مقال از بىنظيران است ، اهل مكه او را مىشناسند و از روى تعظيم و تكريم محمّد امين مىخوانند و مردان و زنان قريش مرا مىگويند كه وقت آن نشد كه نهال باغ زندگانى خود را به درخت برومند وصل كنيد و اين آفتاب مهر اندوز را با ماه شب افروز در يك منزل جمع سازيد ؟
چو خورشيد و مه را شود مشترى * چه زايد به غير از نكو اخترى

اى برادر ! در حق اين پسر چه انديشه دارى ؟ چرا او را به جاى لايق و نيكو كدخدا نمىكنى ؟ ابو طالب آب در ديده بگردانيد و آبى چند از نرگس شهلا به رخساره دوانيد و گفت : اى خواهر ! نه پندارى كه من از اين انديشه فراغى دارم ! حقا كه بر جگر از اين غصه چون لاله داغى دارم و ترا معلوم است كه در اين چند سال متعاقب به واسطهء تسعيرات بلند و كمى محصولات ، هرچه بود از مال ، صرف اهل و عيال شد و حالا در دست ما چيزى نيست و معيشت به عسرت مىگذرد و اين محمّد را حرم كريم و زوجهء به غايت از معايب سليم مىبايد و اهل زمانه چشم بر مال دارند نه بر فضل و كمال . اتفاقا در آن سال « 1 » خديجه خاتون مال بسيار به شام مىفرستاد و به كسى كه معتمد و امين نبود نمىداد ، پس ابو طالب و عمهء آن سرور مصلحت چنان ديدند كه از خديجه خاتون چيزى از مال بگيرند به رسم مضاربه و محمّد را روانه سازند و آنچه حاصل شود در وجه كدخدايى آن حضرت صرف نمايند . عاتكه خاتون نزد خديجه خاتون آمد . و اين خديجه ملكهء عرب بود در حسن و جمال ، و به كثرت عقل و بسيارى مال بر اهل عالم سبقت مىنمود . شبى در خواب ديد كه ماه از آسمان فرود آمد و در آغوش او درآمد . معبّر و كاهن طلبيد و از ايشان تعبير خواب پرسيد . ايشان گفتند كه در كتب چنين معلوم شد كه پيغمبر آخر الزمان متولد شده است ، اگر خواب تو واقع بوده

هامش
( 1 ) - ب : در اين اوقات .