گفتار در ذكر امام علىّ النقى عليه الصلاة و السلام
آن حضرت امام دهم است از ائمهء اثنى عشر عليهم السلام و خصلتهاى ائمهء پيشين داشت و در تكميل علوم اوّلين و آخرين شمهاى فرو نگذاشت . همه روز اوقات به روزه و طاعت گذرانيدى و همه شب به نماز و عبادت به روز آوردى . ترك دنيا كرده و به هيچ جهت رغبت نمىنمود . جبهاى داشت پشمينه و سجادهاى از حصير آن نيز كهنه .
مناقب و مفاخر آن حضرت بسيار است و كرامات و خارق عادات وى بيرون از حدّ شمار .
از آن جمله است كه جمعى از مواليان آن حضرت نزد وى آمدند و گفتند : يا بن رسول اللّه ! اهل نفاق اتّفاق نمودهاند كه از تو مسائل مشكل پرسند و در مجلس متوكل علماى شافعى و حنفى را حاضر گردانيدهاند . چون آن حضرت به آن مجلس حاضر شد بعد از مباحثهء حلال و حرام و جواب و سؤال گفتند : يا بن رسول اللّه ! سبب چيست كه موسى - عليه السلام - را معجزه عصا دادند و عيسى - عليه السلام - مرده زنده گردانيد و جدّت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - را قرآن فرستادند ؟ آن حضرت فرمود :
در زمان عيسى - عليه السلام - بيمار بسيار بود و به انواع بليات مبتلا بودند و طب و طبابت به اعلى مرتبه رسيده بود ؛ آن حضرت مرده زنده گردانيد كه چيزى شبيه به طب بود و آن در وسع اطبا نبود تا عجز ايشان ظاهر گردد ، و در زمان موسى - عليه السلام - سحر به كمال رسيده بود و چون عصا شبيه به سحر بود به آن سحر ساحران را باطل گردانيد و در زمان جدّم حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - بلاغت و فصاحت و شعر و انشا به مرتبهء اعلا رسيده بود و قرآن مجيد به وى فرود آمد تا سورهاى مثل آن نتوانند آوردن و ايشان را در آن صورت عاجز گردانيد . پس به آن ملزم شدند .
و از آن جمله است كه متوكل را جراحتى عظيم پديد آمد و روز بروز زياده مىشد و اطبا در معالجهء آن فرو ماندند . مادرش نزد آن حضرت فرستاد و از جراحت و بىخوابى وى بازنمود . آن حضرت فرمود : قدرى گوشت فضلهء گوسفند را در گلاب آغشته سازند