كه اسرار نبوت و دايرهء ولايت را به نقطهء « 1 » امامت تو گذاشتم و امانت را به صاحبش سپردم . در اين محل صداى
« 2 » به گوش وى رسيد . گويند : عمر آن حضرت چهل و نه سال بود كه روح مقدس آن حضرت از تنگناى هيكل جسمانى به فضاى دلگشاى روحانى به معمورهء صوامع قدس برين و مقصورهء مجامع اعلى عليين پرواز نمود . بيت :
گفتار در ذكر امام محمّد تقى عليه الصلاة و عليه السلام
آن حضرت امام نهم است از ائمهء اثنى عشر - عليهم السلام - و در ميان خلايق به واسطهء فضل و كمال همچون خورشيد نمايان بود و مانند ماه تمام در ميان ستارگان مىنمود و مأمون با وجود عداوت امام رضا شيفتهء « 3 » وى گشت و از روى مهر و محبت دختر خود را به زنى به وى داد و هر سال به جهت معيشت و كفايت مهمات آن حضرت از مال خود هزار هزار دينار نزد وى مىفرستاد . كرامات و خارق عادات آن حضرت بسيار است و بىشمار . از آن جمله است كه معتصم قومى را فرمود گواهى دهند كه محمّد بن رضا - عليه السلام - داعيهء خروج كرده و خطبه به نام خود خوانده ، پس جمعى به دروغ گواهى دادند . آن حضرت گفت : الهى ! به حرمت مصطفى و به عزّت اهل بيت كه اگر اين قوم دروغ گفته باشند زمين را امر فرما تا ايشان را بگيرد و مجال رفتن ندهد . آن جماعت هر چند اهتمام نمودند كه از آن مقام برخيزند نتوانستند . گفتند : يا بن رسول اللّه ! از اين تهمت توبه كرديم و پشيمان شديم . آن حضرت فرمود : الهى ! اگر راست مىگويند ايشان را رهايى ده . برخاستند و دست آن حضرت را بوسه دادند و به ولايتش اعتراف