شربت شهادت چشيده متوجه لقاى الهى گرديد .
گفتار در ذكر امام دين دار ، و مدار دين احمد مختار ، مقتداى مشارق و مغارب ، امام به حق ناطق جعفر بن محمّد الصادق عليه التحية و الثناء
وى امام ششم است از ائمهء اثنى عشر عليهم السلام . مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمّد ابا بكر بود . آن حضرت خلايق را ارشاد مىفرمود و طريق مستقيم به گمراهان باديهء ضلالت مىنمود و پيوسته مىفرمود : ما حجت خداييم بر خلقان و احكام حلال و حرام به بندگان مىرسانيم . و اين شيعهء على - عليه السلام - كه امروز دست ولا در دامن آل عبا زدهاند ، مذهب و ملت خود را از طريق آن حضرت درست كردهاند و نجات خود را از متابعت ايشان مىدانند . كشف و كرامات آن حضرت بسيار است و خارق عادات بىشمار .
از آن جمله است كه ميان دو كس نزاع شد : يكى تولا به اهل بيت داشت و ايشان را تفضّل مىنمود و ديگرى به تولّاى بنو اميه منسوب بود و پيوسته آن گروه مكروه را مىستود . هر دو نزديك ابو حنيفه رفتند و او را در آن دعوى حكم كردند . ابو حنيفه گفت : نزد كسى رويد كه بهترين خلق خدا است از روى حسب و نسب و پاكيزهترين اولاد مصطفى است از ممر عزّت و ادب . گفتند : آن كس كيست ؟ گفت : جعفر بن محمّد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام . پس هر دو نزد آن حضرت رفتند و مجلس بغايت عالى بود و او مردم را به حلال و حرام تعليم مىنمود .
بىآنكه ايشان سؤال كنند و مقصود خود بيان نمايند آن حضرت رو به ناصبى كرد و گفت : مخالفان اهل بيت را نزد مطيعان خدا مرتبهاى نيست . بعد از آن متوجه شد به مولاى خود و فرمود :
فَرِيق فِي الْجَنَّةِ
؛ « 1 » دوستان مايند
وَ فَرِيق فِي السَّعِيرِ
؛ « 2 » اعداى ما . و از آن جمله است كه ابى بصير مىگويد : من نزد امام جعفر صادق - عليه السلام - رفتم و در آن وقت جنب بودم . مرا فرمود : دعوى دوستى ما مىكنى و جنب به حضرت
هامش
( 1 و 2 ) - شورى 42 / 7 .
( 1 و 2 ) - شورى 42 / 7 .