تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
محنت كشيده !
چو در خواب باشم تويى در خيالم * چو بيدار گردم تويى در ضميرم
اى جان مادر و اى عزيز مادر ! گريه مكن كه مرا طاقت گريستن تو نيست . آن حضرت را اندوه زياده شد كه پدر ندارم و حالا كه مادر مفارقت كند ، روى به كه آرم و آرزوى دل خود به كه گويم ؟ و بر تنهايى و بىكسى خود انديشه مىكرد و مىگريست و زبان حالش مترنّم بدين مقال بود ، بيت :
سخت دشوار است تنها ماندن از دلدار خود * با كه گويم حال تنها ماندن دشوار خود
آمنه خاتون ديدهء اشكآلود آن حضرت بديد و آه دردآلود او را شنيد و براى تسلّى خاطر فرزند خود چند بيت گفت ، بيت :
تبارك اللّه فيك من غلام * ان صح ما ابصرت فى المنام
و انت مبعوث فى الانام * من عند ذى الجلال و الاكرام
يعنى : خداى تعالى ترا بركت دهد اى پسر اگر آنچه من در خواب ديدهام دربارهء تو و از هاتف غيبى شنيدهام راست است پس تو پيغمبرى به سوى آدميان از نزد خداوند جهان . بعد از آن دست فرزند را گرفت و به جانب خود كشيد و ببوئيد و ببوسيد و گفت : اى فرزند من و اى راحت دل دردمند من ! بدان و آگاه باش اگر من از دنيا بروم و روى به عقبى آورم ، ذكر من زنده خواهد بود و نام من از صفحهء روزگار محو نخواهد شد . بيت :
زنده است كسى كه در تبارش * ماند خلفى به يادگارش
اين مضمون بگفت و طاير روح پاكش به جانب اعلى عليين پرواز نمود . بعد از وفات آمنه خاتون چندان بر وى نوحه كردند و رجزى گفتند ، مضمونش آن كه ، بيت :
ما همىگرييم بهر اين زن نيكو شعار * مادر پيغمبر دين‌پرور صاحب وقار