تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١

ملعون در آخر گفت : پدران شما ساحر بودند و تو آن را نيز ندارى . حضرت امام حسين - عليه السلام - فرمود : الهى ! اين كور باطن را كور گردان . فى الحال چيزى بر چشمش آمد و كور شد . و از آن جمله است كه اسماعيل بن عبد اللّه مىگويد كه شبى در خانهء مردى بودم در كوفه و از قاتلان آن حضرت سخن مىگذشت . يكى گفت الحمد للّه كه جملهء قاتلان حسين بن على كشته شدند و كسى نماند . اين سخن را صاحب خانه شنيد ، گفت : دروغ است و من از آن جماعتم كه به حرب وى رفته بودم و فى الحال به اصلاح چراغ مشغول شد . ناگاه شعلهاى جست و در آن ملعون پيوست ، هرچند كوشيد كه آتش از خود دفع كند ، زياده مىگرديد ، خود را در آب انداخت ، هرگاه كه سر از آب بيرون كردى آتش در وى افتادى تا در ميان آب و آتش بمرد . [ و از آن جمله است كه آن حضرت در ميان حرب كربلا از اعداء شربت آبى طلبيد . يكى از اعيان لشكر از اظهار تولّاى خود به يزيد تيرى بر حلق آن حضرت زد . امام - عليه السلام - فرمود : الهى ! اين ملعون را از تشنگى هلاك كن . عطش بر آن حرامزاده افتاد و هرچند آب بيشتر خوردى تشنگى بر وى غلبه كرد تا به آن خوارى بمرد و جان پليد خود به مالك دوزخ سپرد ] « 1 » . و از آن جمله است كه در محلى كه آن حضرت به جانب عراق مىرفت ، ام سلمه - رضى اللّه عنها - گفت : اى حسين ! جدت فرموده : مقتول بالعراق ، و قدرى خاك به من داد و فرمود كه هرگاه اين خاك خون گردد حسين من كشته شده باشد . آن حضرت فرمود كه اگر نيز من به عراق نروم مقتول خواهم شد . پس قدرى خاك برداشت و بهام سلمه داد و فرمود : هرگاه من كشته شوم اين خاك به خون مستحيل گردد ، بدان كه من كشته گرديدم . ام سلمه گويد : آن را نيز در شيشهاى مضبوط كردم ، چون دهم محرّم « 2 » شد اتّفاقا چاشت نگاه كردم برقرار بود ، چون روز به زوال رسيد آن خاك در هر دو

هامش
( 1 ) - فقط در الف .
( 2 ) در نسخه‌ها : « دهم عاشورا » .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 491 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى