گفتار در ذكر امام حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام
آن حضرت امام سيوم است از ائمهء اثنى عشر - عليهم السلام - ولادت او در مدينه بود چهارم ماه شعبان سنهء اربع من الهجرة النبوية عليه الصلاة و التحية وقت سحر بود كه آن سرو چمن ولايت و آن نهال اقبال بوستان امامت « 1 » در حديقهء حيات قد كشيد و غنچهء باغچه عصمت و طهارت به نسيم عنايت الهى شكفته گرديد . بيت :
مهى گشت از افق طالع كه پيش طالع سعدش * كمر چون توأمان بسته است خورشيد جهانآرا
جبرئيل - عليه السلام - آمد و مژدهء قدوم حضرت امام حسين [ ع ] به سيّد كونين رسانيد و گفت : يا رسول اللّه ! حق سبحانه و تعالى بعد از تهنيت فرزندت حسين تعزيت مىرساند . آن حضرت فرمود : تهنيت معلوم است اما تعزيت چيست ؟ فرمود :
بعد از وفات تو و مادر و شهادت پدر و برادر ، او را شهيد كنند . پس حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - اين راز را با مرتضى على - عليه السلام - در ميان نهاد . على - عليه السلام - را تحمل نماند ، به جانب خانه روان گرديد و آب در ديده بگردانيد . فاطمه [ س ] گفت : اى پسر عم و اى سرور سينهء پرغم ! امروز روز شادى و بهجت است نه زمان اندوه و محنت ، اين گريه اگر از سبب خرمى و سرور است اعلام فرماييد و اگر به واسطهء غم و الم است موجب آن را بازنماييد . حضرت امير - عليه السلام - فرمود : اى فاطمه ! پدرت مىفرمايد كه جبرئيل از نزد رب جليل آمده مىگويد كه جمعى از جفاكاران امت و گروهى از عاصيان دون همّت ، حسين مرا شهيد كنند و دود از دودمان اهل بيت برآرند بعد از فوت مادر و شهادت پدر و برادر ، اما فاطمه را صبر مىبايد كردن و جزاى ظالمان را حواله به سريع المنتقم بايد گذاشتن . بيت :
ظالمان را به كردگار گذار * تا جزاشان دهد به زارى زار
هامش
( 1 ) - ب و ج : « نبوت و ولايت » .