تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
غضبناك هر يك چو شير ژيان * بگيرند بدخواه را در ميان
هر چند از اين مقوله سخن گذرانيد از آن سنگين دلان هيچ‌گونه فايدهاى نديد الّا آنكه عناد را زياده كردند و باد نخوت و غرور به دماغ خود راه داده ، انديشهء فساد بيشتر نمودند . ابن كوا بترسيد كه اگر مبالغه بيشتر كند ناگهان قصد وى كنند و آبگينهء دل وى را به سنگ بىوفايى در هم شكنند . نااميد از آنجا بيرون آمد و چون به خيمه درآمد با خواص گفت : من به خدمت على - عليه السلام - مىروم و به همه حال از ايالت و حكومت در مىگذرم . بيت :
به كعبه كسى مىتواند رسيد * كه رنج بيابان تواند كشيد
از شما هر كس دل از دنيا بر مىدارد و آرزوى شهادت دارد عنان مركب خود به دست گيرد و هر كس كه دلبستگى به دنيا دارد و از شهادت اجتناب مىنمايد مرافقت بگذارد و مفارقت اختيار نمايد . مصرع : وين كار دولت است كنون تا كه را رسد . ده كس با ابن كوا از دوازده هزار كوفى بىوفا اتّفاق نمودند و متوجّه خدمت على - عليه السلام - شدند و زبان به عذر خواهى گشوده گفت : يا امير المؤمنين ! گمانم چنان بود كه اين جماعت از فرمان من بيرون نروند و تمرّد و عصيان به اين مرتبه نرسانند حالا ظاهر شد كه به هيچ جهت سر به اصلاح نمىآرند و در مقام مقاتله و محاربهاند ، توبهء ما را قبول كن و از كردهء بد ما در گذر و دست رد بر پيشانى ما ميفشان و دامن عفو بر جريمهء اعمال ما بپوشان . آن حضرت فرمود : از جريمهء شما در گذشتم و آنچه نسبت به من كردهايد آن را ناديده انگاشتم :
هُوَ الَّذِي يَقْبَل التَّوْبَةَ عَن عِبادِه وَ يَعْفُوا عَن السَّيِّئات

« 1 » به درستى كه خدا دوست مىدارد توبه‌كاران را و مىآمرزد گناه ايشان را . اما جماعتى خارجيان اتّفاق نمودند و عبد اللّه بن وهب را به امارت خود برداشتند و سر اطاعت و گردن فرمانبردارى به او فرود آوردند و تابع احكام وى گرديدند و از آنجا كوچ كرده به موضعى كه آن را نهروان گويند ، نزول كردند . چون خبر رفتن ايشان به

هامش
( 1 ) - شورى 42 / 25 .