تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
از امر و نهى امام مفترض الطاعة بيرون مىرويد ؟ اين طريقهء دشمنان است نه دوستان و اين شيوهء جفاكاران است و عاصيان نه محبان و مطيعان ، اين شيوهء بىحاصلى است كه به خود راه دادهايد . ايشان اوّل سر خجالت در پيش افكندند و آخر آغاز سفاهت نموده سخنان بىادبانه گفتند اما سران لشكر از آن گفته پشيمان گرديدند و از ابن عباس استدعا نمودند كه اگر على - عليه السلام - به جانب ما آيد با او سخن كنيم ، شايد كه مهم به صلح بگذرانيم . آن حضرت سوار گرديد و چون به كنار لشكر رسيد ابن كوا از لشكر بيرون آمد و خواست كه آغاز سخن كند ، حضرت امير - عليه السلام - او را به سخن نگذاشت و فرمود كه آن روز گفتم حرب كنيد و اين مصحفها كه عمرو عاص بر سر نيزه كرده حيله است ، به آن ملتفت مشويد ، فرمان من نبرديد تا گفتيد تو را مىكشيم يا به دشمن باز مىگذاريم يا حكم تعيين كن ، من ابن عباس را حاكم گردانيدم شما ابو موسى را آورديد ، من اجابت قول شما به اكراه كردم و به قول شما هر چه گفتيد رفتم ، و امثال اين سخنان گفت . ابن كوا هيچ نتوانست گفت الّا آنكه گفت : انصاف دارم كه خطا كردم و حق را گردانيدم اما يا على ! لطف فرمودى و به كنار لشكر من قدوم شريف خود رنجه نمودى ، چندان توقف نما كه در ميان لشكر خود روم شايد كه به صلح تسكين فتنه نمايم . پس روى به سران لشكر و سرداران حشر كرده گفت : اين على - عليه السلام - امام زمان است و مخالفتش در دين و دنيا زيان است ، روا نباشد كه هرزهروى از راه هدايت بتابيم و به باديهء ضلالت و هلاكت شتابيم و محاربه نمودن به حيدر صفدر همچون محاربه نمودن به حضرت پيغمبر است و حديث يا علىّ ! حربك حربى ، از آن خبر مىدهد و ظن غالب من آن است كه اگر حرب شود مغلوب شويم و هيچ پوشيده و پنهان نيست كه در لشكر ما به شجاعت مالك و هاشم و اشعث كسى نيست ، هرگاه كه ايشان حمله آرند و از يك جانب حسنين بغرند و از جانب ديگر محمّد حنفيه نعره كند و از گوشهء ديگر على ذو الفقار بر آرد كداميك از ما تحمّل اقامت و مجال استقامت داريم . بيت :
اگر مرد ، مردانه آرد ستيز * بود خوشتر از ماجرايش گريز