تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
پيغمبرى ، تو را نمىرسد كه با على - عليه السلام - مخالفت كنى و با اين دو نبيرهء پيغمبر - حسن و حسين - منازعت نمايى و تيغ در روى ايشان كشى نه به قول خدا نه به قول رسول ، اما قول خدا آيهء وافى هدايهء
قُل لا أَسْئَلُكُم عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى

« 1 » و آيهء كريمهء :

فَقُل تَعالَوْا نَدْع أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم ،

« 2 » و آيهء كريمهء :

إِنَّما وَلِيُّكُم اللَّه وَ رَسُولُه وَ الَّذِين آمَنُوا الَّذِين يُقِيمُون الصَّلاةَ وَ يُؤْتُون الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُون

« 3 » و اما حديث : انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى ابدا ؛ و حديث : الحق مع علىّ مع الحق حتّى يردا علىّ الحوض « 4 » ؛ و حديث : اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ؛ حالا نه به قول خدا عمل مىنماييد و نه به حديث رسول متابعت مىكنيد ، بيت :

ز حق سبحانه شرمى نداريد * ز مردم نيز آزرمى نداريد
معاويه هيچ جواب نداد الّا آنكه يكى را از شاميان به حرب وى فرستاد . پس چون اويس اين بديد به خدا ناليد و از روى نياز و چاره‌سازى گفت : الهى ! از انديشه‌هاى دلم آگاهى ، دو مراد دارم و هر دو مرادم وابسته به توفيق تو است ، التماس مىنمايم : اوّل آنكه توفيق دهى كه تنى چند از اين خارجيان به قتل آرم و از جملهء غازيان لشكر امير المؤمنين گردم . دويم آنكه در ميدان كشته شوم و هم عنان شهيدان باشم . راوى گويد : آن شامى در گرمى تاختن بود كه اسبش به سر درآمد و همان ساعت شمشير اويس بر سرش آمد و سرش بريد و گردنش شكسته افتاد . دوستان بر كرامات اويس حمل كردند و دشمنان آن را از اتّفاقات شمردند . بيت :
اشقيا منكر كراماتند * بر بساط مناكرت مانند
اوليا را چو خويش پندارند * سر به اهل صفا فرو نارند
هامش
( 1 ) - شورى 42 / 23 .
( 2 ) - آل عمران 3 / 41 .
( 3 ) - مائده 5 / 55 .
( 4 ) - جملهء « حتى يردا على الحوض » - طبق احاديث ثقلين - در ادامهء حديث قبل بايد بيايد .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 455 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى