تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
السلام - كه بر حق است اتفاق آريم و با معاويه كه باطل است كارزار نماييم . قيس بن سعد گفت : يا على ! به خدا سوگند كه تا جان در بدن داريم با اعداى دين جهاد كنيم . اگر كشتيم باغى كشتهايم و اگر كشته گشتيم شهيد شديم . يا امير المؤمنين ! توقف جايز مدار و ما را به حرب فجار بر گمار كه دفع اعدا نمودن و شربت شهادت نوشيدن ، دولت ابدى و سعادت سرمدى خواهد بود . بيت :
چون شهيد راه او در هر دو عالم سرخ روست * خوش دمى باشد كه ما را كشته زين ميدان برند

در اين محل يكى از حاضران بر شاميان لعنت كرد . آن حضرت او را منع فرمود . « 1 » پرسيدند كه يا امير المؤمنين ! ما برحقيم و ايشان بر باطل ، سبب منع كردن لعنت بر ايشان چرا است ؟ امير - عليه السلام - فرمود كه مكروه دارم كه دوستان ، مرا لعنت‌كننده و دشنام دهنده نام برند اگر عملهاى بد ايشان بازگوييد و سير بد ايشان را صفت كنيد شما را بهتر و اگر گوييد الهى ميان ما و ايشان را به اصلاح آر ، هم نيكوتر . اين روايت از

هامش
( 1 ) - امير المؤمنين ( ع ) در تأسّى به رسول اكرم ( ص ) و التزام به هدايت قرآنى كه مىفرمايد : ادْع إِلى سَبِيل رَبِّك بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَن . . . ( نحل / 125 ) از ياران خويش خواست كه سپاهيان معاويه را دشنام ندهند امّا فرمود كه مىتوانند كردار ناشايست آنان را بيان نمايند . زيرا اين كار در گفتار درست‌تر و در مقام عذر رساتر است . حضرت در همين مقام فرمود : « انّى اكره أن تكونوا سبّابين و لكنّكم لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهم كان اصوب فى القول و ابلغ فى الغدر » ( نهج البلاغه ، خ 197 ؛ تذكرة الخواص ، ص 154 ؛ وقعة صفين ، نصر بن مزاحم ، ص 103 ؛ اخبار الطوال ، ص 165 . ) اين است موضع على ( ع ) يعنى التزام به عفت كلام و عمل به هدايت قرآنى كه در طول زندگانى پربركتش بر آن استوار ماند و در مقابل تمامى انسانها بدان پايبند بود . بنا بر اين نوشتهء مؤلف ما كه مىگويد : او را ( از لعنت كردن شاميان ) منع كرد ، ناصواب است . زيرا لعنت كردن دشمنان دين در آيات و روايات پذيرفته شده و بلكه لعنت كردن قاتلان عمد مؤمنان بىگناه ، تجويز شده است . قرآن مىفرمايد : « وَ مَن يَقْتُل مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُه جَهَنَّم خالِداً فِيها وَ غَضِب اللَّه عَلَيْه وَ لَعَنَه وَ أَعَدَّ لَه عَذاباً عَظِيماً » ( نساء / 93 ) مگر سپاه شام چقدر از مسلمانان و مؤمنان بىگناه را عمدا كشتند ؟ مگر همانها نبودند كه عمّار بن ياسر را كشتند ؟ مگر همين سپاهيان شرور معاويه نبودند كه مالك اشتر نخعى و محمّد بن ابو بكر را كشتند ؟ ! پس نمىتوان پذيرفت كه امير المؤمنين ( ع ) از لعنت كردن دشمنان منع فرموده باشد بلكه اجازه ندادند كه دهان به ناسزاگويى و دشنام گشايند ، كه البته قرآن هم آن را منع فرموده است . بنگريد به : انعام / 108 .