گفتار در ذكر رفتن امير المؤمنين على - عليه السلام - به حرب معاويه و گروه خونآشام
نويسندهء اين خجسته سواد * ز پيشينه دفتر چنين كرد ياد
كه چون آن حضرت بعد از فراغ از مهم عايشه و فرستادن او به طرف مدينه عنان عزيمت به جانب كوفه معطوف داشت قاصدى از پيش فرستاد و از توجه خود اعلام نمود . اهل كوفه از استماع اين خبر مسرت اثر استقبال نمودند و شرايط و لوازم ملازمت به تقديم رسانيدند و فوج فوج نزد آن حضرت مىآمدند و ران و ركاب آن حضرت را بوسه مىدادند و گروه گروه به شرف خدمت مشرف مىگرديدند و رسم تحيت و ثنا به تقديم مىرسانيدند و گويا زبان حال ايشان به مضمون اين مقال جارى بود ، بيت :
خير مقدم اى ز رويت ديده را صد مرحبا * چشم جان را نور بخشيدى و مردم را صفا
آن حضرت به جواب هر يك على حده ملتفت گرديد و بعضى را از كيفيت و كميت حالات گذشته مىپرسيد . به اين دستور خلايق از يمين و يسار امين دين مدار مىآمدند تا به مسجد درآمدند و بر منبر رفته خطبهاى غرّا ادا نمود و خلق را به موعظهء حسنه اشارت فرمود . بعد از آن گفت : اى امّتان محمّد و اى پيروان ملّت احمد ! از دو چيز اجتناب كنيد : يكى متابعت هواى نفس اماره كه محض مخالفت خدا است و آن سبب شدايد عذاب و عقاب است و ديگرى امل دور و دراز كه سبب فراموشى مرگ است و عذاب گور . اين بگفت و از منبر فرود آمد . اشراف كوفه به آن حضرت تبعيت كردند و اعيان آن ناحيه سر اطاعت خود را در سلسلهء متابعت آن حضرت درآوردند . جماعتى كه در بيعت عايشه بودند هر كسى يكى را واسطه ساخته نزد آن حضرت آمدند و زبان به عذر خواهى گشوده استغفار جريمهء خود نموده بيعت كردند . گروهى كه به هيچ جانب موافقت نكرده بودند آن جماعت نيز به توسط جمعى نزد آن حضرت آمدند و بعد از اعتذار بيعت نمودند از آن جمله يكى سليمان صرد خزاعى بود . چون نزد آن