كردند [ و به روايت اصح در مقبرهء يهودان مدفون گشت ] « 1 » . بيت :
گر كاخ تو بر گنبد اخضر سازند * ور كار تو چون سلسله بر هم سازند
هم عاقبت اين حجرهء فانى تو را * تركان اجل سراى ماتم سازند
گفتار در ذكر خلافت و ولايت سرور غالب امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام
آن حضرت امام اوّل است از ائمهء اثنى عشر و فضايل علمى و عملى و شمايل حسبى و نسبى او بيشتر است از جميع اصحاب پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - چنانچه از احمد حنبل مروى است كه گفت كه حق سبحانه و تعالى هيچ احدى را از صحابهء كبار سيد اخيار چندان نستوده كه آن حضرت را و از آن جمله است آيهء كريمهء :
فَقُل تَعالَوْا نَدْع أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم
« 2 » و از آن جمله است آيهء كريمهء :
يُطْعِمُون الطَّعام عَلى حُبِّه مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً
« 3 » و از آن جمله است آيهء كريمهء :
يا أَيُّهَا الرَّسُول بَلِّغ ما أُنْزِل إِلَيْك
« 4 » و چون اوراق اين كتاب گنجايش ايراد آيات صفات آن حضرت ندارد و نيز مقصود از تأليف اين كتاب ذكر خلافت و شمهاى از ولايت آن حضرت است به اين قدر اختصار افتاد . راوى گويد كه محمّد بن ابى بكر و عبد اللّه بن عمر به اتّفاق طلحه و زبير و عبد الرحمن بعد از آنكه فارغ شده بودند از قتل عثمان ، مجمع ساختند و در باب امامت و خلافت سخنان پرداختند تا سخن به اينجا رسيد كه محمّد يا عبد اللّه قبول خلافت نمايند و از حاضران بيعت بستانند . ايشان گفتند : هيهات ! هيهات ! جايى كه على - عليه السلام - باشد ما را چه حد خلافت و مجال امامت باشد و بر حاضران
هامش
( 1 ) - فقط در الف .
( 2 ) - آل عمران 3 / 61 .
( 3 ) - انسان 76 / 8 .
( 4 ) - مائده 5 / 67 .