تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧

گليمى افكندند و به خانه بردند و قدرى نبيذ به وى دادند تا بياشامد . على - عليه السلام - را طلبيد . آن حضرت او را از خوردن نبيذ منع فرمود و امر كرد تا قدرى شير به وى دادند ، چون تناول كرد فى الجمله به خود آمد . مردم گفتند : اى عمر ! بعد از تو خليفه كه باشد ؟ على - عليه السلام - آنجا حاضر بود و مظنهء مردم آنكه خلافت را به على - عليه السلام - رجوع خواهد نمود . عمر گفت : در ميان يكى از شش كس : على و زبير و عثمان و طلحه و سعد وقاص و عبد الرحمن ، اين جمع را در خانه كنيد و سه روز مهلت دهيد ، اگر پنج اتّفاق كنند و يكى مخالفت نمايد مخالف را بكشيد و اگر چهار اتّفاق كنند و دو مخالفت ورزند هر دو را بكشيد . « 1 » اين بگفت و ديگر مجال مقالش نماند ، پس نفسى چند بر كشيد و شكار خنجر اجل گرديد ، او را غسل دادند و به روايتى على - عليه السلام - بر وى نماز كرد و به روضهء مقدس مصطفوى و تربت اقدس نبوى نزديك ابى بكر دفن كردند . دوست بر دوست رفت و يار بر يار .

گفتار در ذكر خلافت عثمان بن عفّان

او از قوم بنى اميّه بود و به واسطهء كثرت مال و بسيارى تبع هميشه به حب جاه و رياست رغبت مىنمود . چون عمر مدفون شد اصحاب ، آن شش كس را كه وى تعيين كرده بود جمع كردند از آن جمله يكى على - عليه السلام - بود . آن حضرت آغاز سخن كرده فرمود : اى قوم ! هيچ‌كس هست در ميان شما كه احكام حلال و حرام و شرايع دين محمّد را داند جز من ؟ گفتند : نى . فرمود : هيچ‌كس را از شما پيغمبر خليفه و قائم
هامش
( 1 ) - ترتيب شوراى شش نفره آنگونه كه يعقوبى نقل كرده چنين است : « عمر خلافت را ميان شش نفر از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) شورى قرار داد : على بن ابى طالب ، عثمان بن عفّان ، عبد الرحمن بن عوف ، زبير بن عوّام ، طلحة بن عبيد اللّه - كه البته در سفر بود - و سعد بن ابى وقّاص . . . و ابو طلحة بن زيد بن سهل انصارى را بر اين كار گماشت و گفت : اگر چهار نفر نظرى دادند و دو نفر مخالف شدند ، آن دو نفر را گردن بزن و اگر سه نفر توافق كردند و سه نفر مخالفت نمودند ، سه نفرى كه عبد الرحمن در ميان ايشان نيست ، گردن بزن ، و اگر سه روز گذشت و بر كسى توافق حاصل نكردند ، همهء ايشان را گردن بزن » . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 50 و نيز بنگريد به : التنبيه و الاشراف ، ص 267 .