تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣

ذكر خلافت عمر بن الخطاب

چون عمر بر مسند خلافت متمكّن گرديد گويند : بساط عدل بگسترانيد « 1 » كه در تمامى بلاد عرب از مكّه تا مصر و شام و حلب و ممالك فارس و عراق و عرب و عجم و اكثر خراسان از ترك و ديلم ، زبر دستان را ياراى آن نبود كه بر زير دستان ستم كنند ، از ترس و بيم خليفه تا به مرتبهاى كه مىآرند كه او را پسرى بود و با آن پسر او را بغايت سرى بود و پيوسته با وى طعام و شراب خوردى و در خلأ و ملأ بىاو صحبت نداشتى . اين پسر با وجود چنان پدر در كوچه‌هاى مدينه مىگشت . اتفاقا به در سرايى رسيد ، آواز نى و چغانه شنيد ، گفت : اين مردم را از اين امر منكر نهى كنم و احتساب « 2 » نموده از عذاب خدا و ايذاء خليفه بترسانم . به خانه درآمد ، زنى ديد جامه به تكلف پوشيده و دانه‌هاى قيمتى از لعل و ياقوت بر خود بسته ، چون چشمش بر آن زن افتاد آتش محبت در سينهء او بر افروخت و خرمن احتسابش از شعلهء مودّت بسوخت و آن زن گاهى كرشمه مىنمود و گاهى جان ربايى مىفرمود تا او را در خلوت خود درآورد و خمر خوردند و صحبت داشتند تا آن زن از او حامله شد . چون اين قضيه فاش گرديد و اين قصه به مجلس خليفه رسيد گريبان پسر گرفتند و نزد پدرش بردند ، اعتراف نمود كه خمر خوردم و زنا كردم و حالا خود را به حضرت تو سپردم . بيت :

هامش
( 1 ) - عدالت‌گسترى خليفهء دوّم نه تنها مورد قبول و اتّفاق محقّقان و دانشمندان اسلامى خصوصا عالمان شيعى مذهب نيست بلكه برخى سخت بر او تاختهاند و خصوصا اقدام وى در تبعيض مسلمانان در دريافت مستمرى از بيت المال و اعمال امتيازاتى از قبيل سبقت در اسلام ، هجرت ، شركت در بدر و . . . در اين باره را بر او ايراد گرفته و تبعيض نژادى بين عرب و عجم - كه در مواردى از او سر زده است - را بر او خرده گرفتهاند و انگيزهء قتل وى توسط ابو لؤلؤى ايرانى تبار غير عرب را هم همين برخورد ناروا و خلاف اصول اسلامى خليفه دانسته . اگر مؤلف ما در اينجا اين گونه از خليفه دوّم و عدالت‌گسترى وى سخن مىگويد ، بنا بر عللى است كه در مطلب منقول از آقاى اسماعيل آموزگار در مقدمه ، آوردهايم . در خصوص ايرادات وارد بر خليفهء دوّم در اين باره بنگريد به : دلائل الصدق مرحوم محمد حسن مظفر ؛ الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ، سيد جعفر مرتضى عاملى ؛ سلمان فارسى ، سيد جعفر مرتضى عاملى ، ترجمهء محمّد سپهرى ، ص 93 - 152 .
( 2 ) - ب : « اجتناب » .