تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
آن سرور از قدرت و اختيار نموديد و به چنان ثواب اقدام ننموديد . پس ابا بكر و عمر از سخنان امير المؤمنين حيدر صفدر متأثر شدند و على - عليه السلام - را عذر خواهى نموده به مسند حكومت خود بازگرديدند . و چون كار خلافت ابى بكر رونق تمام يافت و اكثر بلاد روم و عراق و شهرهاى مداين و بغداد و بلاد عرب به تصرف ابى بكر درآمد ، پيش از آنكه دست اجل گريبان عمرش گيرد عمر به نزد وى آمد و گفت : لواى فرمانبردارى تو بر سر ميدان متابعت افراختم و چندين عداوت در دلهاى بزرگان به جهت تمشيت مهمات تو انداختم و تو مىدانى كه ديگران از روى حسب و نسب بر تو ترجيح داشتند و به واسطهء درشتى و كثرت خشونت نمودن من دست از خلافت داشتند و بر تو معلوم است كه شيران شكارى و پلنگان كوهسارى با مدعيان خلافت سيّما به على - عليه السلام - برابرى نتوانند نمود ، با اين همه انواع آزار نمودم و مقاصد ايشان را در معرض فوات افكندم و صبح مطالب اقبال ايشان را به ظلمت ادبار تيره گردانيدم و كواكب مقصود ايشان از آسمان عزّت به عرصهء زمين رسانيدم و مرا بر تو حق بسيار است و حقوق خدمت اگر بر شمارم بىشمار است . از اين نوع سخن بسيار گفت و در آخر گفت : التماس دارم و استدعا مىنمايم كه چنانچه وزارت تو تعلق به من دارد در حال حيات ، مىخواهم كه خلافت تو تعلق به من گيرد بعد از وفات . ابو بكر گفت : مهلت ده تا فردا جواب بازدهم ، و از اوّل شب تا صباح در اين انديشه بود كه اگر خلافت به عمر دهم لا بد على - عليه السلام - از من آزرده گردد و باعث آزار و ايذاء وى شود و من به گوش خود از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - شنيدم كه آن حضرت فرمود : آزار على آزار من باشد و آزار من آزار خدا باشد . پس فرداى قيامت جواب خدا چه گويم ؟ و نزد حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - چه حجت پيش آورم ؟ در اين انديشه بود تا شب به نهايت رسيد و آفتاب از افق روز طالع گرديد ، عمر نزد وى آمد ، ابى بكر گفت : اى عمر ! انديشه كن اسامه را كه تعيين كردهء پيغمبر بود به اتّفاق تو بعد از وفات پيغمبر و در حال حيات آن سرور رنجانيدم و خود را هدف تير لعنت گردانيدم و اى عمر ! بر تو معلوم است كه زهاد
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 401 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى