تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
پس عبد المطلب نام خداى را برد و آن حضرت را برداشت و ببوئيد و ببوسيد و آب دهن آن حضرت را كه آب حيات ، رشحهاى از سرچمشهء زلال زندگانى تواند بود ، بنوشيد و مترنّم بدين مقال گرديد ، بيت :
مفرحى به جگرخستگان عشق رسان * ز كيمياى سعادت كه در دهان دارى

نقل است كه جماعت قريش را بتى بود كه هر سال يك نوبت به آن مقام مىرفتند و در آنجا خمر مىخوردند و نشاط مىكردند و انواع مهمانى و دعوت و اصناف تكلف و بهجت به يكديگر به تقديم مىرسانيدند و آن را روز عيد و ايّام فرح و نشاط مىدانستند . اتفاقا به دستور معهود بدان مقام رفتند و ديدند كه آن بت از جاى خود افتاده ، بسيار غمناك شدند و او را برداشته بر جاى خود محكم كردند ؛ همان ساعت از آنجا بيفتاد . باز به جاى خودش محكم كردند ؛ ديگر باره افتاد و از ميان بت آواز آمد كه از ما دست بداريد كه متولد شد كسى كه از نور او جميع عالم روشن گرديده و جملهء بتان به سبب آن خراب خواهند شد . و هم در آن شب چهارده كنگره از ايوان كسرى افتاد . و هم در آن شب طاق كسرى شكافته شد و درياچهء ساوه به زمين فرو رفت . كسرى را از اين وقايع غم بر غم افزود و از جوانب و اطراف ، اسباب پريشانى روى نمود . و در اين محنت و پريشانى بود كه از جانب فارس كسى رسيد و خبر آورد كه در دوازدهم شهر ربيع الاول آتشكدهء فارس بمرد « 1 » و پيش از آن به هزار سال نمرده بود . و هم در آن چند روز مكتوب قاضى فارس به كسرى رسيد كه در دوازدهم ماه مذكور در خواب ديدم كه شتران بلند كوهان تيزرفتار با اسبان عربى برق آثار از دجلهء بغداد گذشته به اطراف بلاد فارس و جانب شرقى منتشر گرديدند . كسرى را غم بر غم افزود و از كثرت ملال و بسيارى پريشانى حال خود رجزى بدين مضمون گفت ، بيت :

هر دم افزايد غمى بالاى غم * لشكر غم وانمىافتد ز هم
و در اين ايام هر لحظه نقصانى و هر ساعت خللى در دولتش به ظهور
هامش
( 1 ) - ب : فسرده شد .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 40 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى