تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
تُوَفَّوْن أُجُورَكُم يَوْم الْقِيامَةِ

« 1 » . فاطمهء زهرا [ س ] و عايشه به اتّفاق زوجات حضرت مصطفى روى به جانب على - عليه السلام - آوردند و گفتند : يا على ! اين چه صدا است كه مىشنويم و اين چه نداست كه به گوش ما مىآيد ؟ على - عليه السلام - فرمود كه اى دختر پيغمبر و اى مادر شبير و شبر ! خضر پيغمبر - عليه السلام - است كه آمده و تعزيت پدرت مىرساند و تو را به صبر و تحمل ارشاد مىنمايد و مىگويد كه اى اهل بيت ! فرياد بگذاريد و صيحهء جانگداز بر طرف سازيد و به مهمّات رسول پردازيد . پس على - عليه السلام - با خواص خود به خانه درآمده پرده در ميان مردان و زنان بست و به تهيهء غسل آن سرور مشغول گشت . نقل است كه اصحاب رسول - صلّى اللّه عليه و آله - در مسجد نشسته بودند . چون گريه و زارى اهل بيت را شنيدند بعضى فى الحال در گرداب اضطراب افتادند و از اطراف و جوانب سخنان از هر باب بنياد كردند . بيت :

همان زمان كه جهان نور چشم خود گم كرد * هزار فتنه زهر گوشه رو به مردم كرد
راوى مىگويد كه از استماع وفات رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بعضى اصحاب بيمار شدند و در آن بيمارى به اندك زمانى به عالم بقا رحلت نمودند و بعضى بىهوش شدند و مدتى مديد برآمد كه از بىهوشى برآمدند و بعضى از صدمهء اين واقعه و از ضربت اين حادثه لاغر گرديدند و در آن لاغرى بودند تا به جوار رحمت حق رسيدند و بعضى را قوت نماند كه از قيام به قعود آيند ، از اين غصه زمينگير شدند . اما ابى بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن مصلحت چنان ديدند كه مهمّات غسل و دفن پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - را به على - عليه السلام - گذارند و به گوشهاى رفته در باب خلافت گفت و شنيد نمايند و مردم را به خود خوانده طوعا و كرها براى خود بيعت گيرند . پس ابى بكر آمد و پرده از روى آن سرور برگرفت و آب در ديده بگردانيد و
هامش
( 1 ) - آل عمران ، 3 / 185 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 378 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى