خود مسح مىفرمود و مىگفت : اللّهم اعنّى على سكرات الموت . در اين محل يكى درآمد ، آن حضرت ديد كه مسواك دارد ، از او طلبيد و مسواك كرد و آخرين عمل آن حضرت اين بود ، و دست برداشت و مناجات به حضرت قاضى الحاجات داشت و نظر به جانب سقف خانه گذاشت و مىفرمود : بالرّفيق الاعلى ناگاه دست حقپرست آن سرور مايل شد به جانب بدن و روح مطهّر حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به عالم بقا و به لقاى حضرت حق جل و علا طيران نمود و به شرف قرب ملك متعال مشرف گرديد . بيت :
به جانان گشت و اصل يار جانى * مشرف ساخت ملك جاودانى
قفس بشكست مرغ گلشن راز * سوى گلزار سرمد كرد پرواز
چراغ زندگانى ماند بىنور * تن عالم ز جان گرديد مهجور
امير المؤمنين على - عليه السلام - مىفرمايد كه چون عزرائيل - عليه السلام - به حضور جبرئيل - عليه السلام - روح مطهّر حضرت را قبض كرد و به اعلى عليين متوجه گرديد ، آوازى شنيدم كه از جانب آسمان مىآمد كه : وا محمّداه و يا رسول اللّه . من آن حضرت را بخوابانيدم و پرده بر روى آن حضرت كشيدم ، گريه بر من مستولى شد و من بىطاقت گرديدم . خاتون زنان و مادر مظلومان فغان برداشت و گريه آغاز كرد كه : يا أبتاه و يا محمداه اجاب ربا دعاه . بعد از وفات رسول - صلّى اللّه عليه و آله - هيچكس فاطمه را خندان نديد تا از اين عالم فانى رحلت نمود و در مدت عمر خود شب و روز گريان بود و از گريه و ناله لحظهاى نمىآسود . بيت :
كارم فتاد بىتو مرا با گريستن * عيب است عيب بىتو مرا ناگريستن
شب تا به روز كار من و روز تا به شب * ناليدن است در غم تو يا گريستن
همچنين هر يك از ازواج طاهرات فغان مىكردند و فرياد به آسمان مىرسانيدند و جزع و بىقرارى مىنمودند . مقارن ناله و بىقرارى و در خلال شدت گريه و زارى از كنج خانه آوازى آمد كه : السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته .
كُل نَفْس ذائِقَةُ الْمَوْت وَ إِنَّما