تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
شأن خود را بدان حال بديدند بىطاقت گرديده گريه آغاز كردند و هزار در محنت و اندوه بر خود و بر حاضران باز كردند . راوى مىگويد كه چون شاهزاده‌ها در پهلوى جدّ بزرگوار خود نشستند حسن روى خود بر روى پيغمبر نهاد و حسين روى خود بر سينهء آن سرور ماليد . پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - در آن حال ديدهء مبارك بر ايشان دوخت و از راه لطف و مرحمت بديشان مىنگريست و از طريق محبّت ايشان را مىبوسيد و مىبوييد . بعد از آن اكابر اصحاب را به حضور خود طلبيد و در باب تعظيم و تكريم فرزندان مبالغهء تمام نمود و به آيهء وافى هدايهء :
قُل لا أَسْئَلُكُم عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى

« 1 » مبالغهء ديگر فرمود . بعد از آن به اكابر اصحاب گفت : شما را سفارش فرزندان و اهل بيت خود مىكنم و اين سفارش آخرين است ، بشنويد و ياد گيريد و حاضران به غايبان برسانيد . ديگر باره فرمود : اى اصحاب ! به يقين بدانيد و اى احباب ! نيكو آگاه باشيد : آزار فرزندان من آزار من است و آزار من آزار خدا ، پس آزار ايشان مجوييد و مرا در روز قيامت خصم خود مسازيد . پس چه گويى در حق كسانى كه قول خدا [ را ] گوش نكردند و به وصيت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - التفات ننمودند و فاطمهء زهرا [ س ] را آزار دادند و حسن مجتبى [ ع ] را زهر دادند و حسين مظلوم [ ع ] را سر از تن جدا كردند و على مرتضى [ ع ] را در محراب شهيد كردند و دودمان نبوّت را زير و زبر كردند و شرم از خدا نداشتند و كمال بىحيايى و نهايت بىحرمتى به حضرت مصطفى رسانيدند . بر چنين قوم تو لعنت نكنى شرمت باد . روايت است كه فاطمهء زهرا [ س ] بعد از وصيّت پدر گفت : اگر مرا غمى رسد با كه گويم و اگر فرزندان مرا آزارى باشد مراد ايشان از كه جويم ؟ اى تكيه‌گاه محرومان و اى پناه مظلومان ! ما به فراق تو چگونه صبر توانيم كرد و بىپرتو ديدار مباركت چه سان توانيم بود ؟ ديگر باره خروش كردند و فغان بر كشيدند . بيت :

هامش
( 1 ) - شورى ، 42 / 23 .