مستمند ! بدان و آگاه باش كه اين شخص شكنندهء لذات است و مفرّق جماعات است ، اين قطع كنندهء آرزوها و مرادات است ، اين تاراج دهندهء جهات و خراب كنندهء عمارات است ، اين بيوه سازندهء زوجات است و يتيمكننده بنين و بنات است ، اين حريفى است كه بىكليد در بگشايد و بىآلت قطع دلها كند و سرها از تن به دور اندازد و غارتگرى است كه جانهاى پيغمبران و بنياد هستى آدميان را به يك نفس براندازد و از پاى در آرد ، اين ملك الموت است كه به قبض روح پدر تو آمده است ، اذن رخصت به جهت حرمت ما مىطلبد و ادب آستانه ما نگاه مىدارد ، او را رخصت فرماييد كه در گشوده به خانه در آيد . فاطمه چون اين سخن بشنيد بىطاقت گرديد و فرياد وا أبتاه ! خربت المدينة بر كشيد . اى دريغ كه مدينه خراب شد و اين جمعيتها به تفرقه مبدل گرديد .
چون حضرت پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - فاطمه را گريان و نالان ديد دلش بر فرزند بسوخت ، او را به سوى خود كشيد و به سينهء خود منضم گردانيد . در اين محل ضعف بر آن سرور مستولى شد ، چشمان مبارك بر هم نهاد و زمانى برآمد ، فاطمه را دغدغهاى عظيم شد كه شايد روح مطهر آن حضرت از بدن اطهر مفارقت كرده سر پيش روى پدر بزرگوار خود برده گفت : يا أبتاه ، هيچ جواب نشنيد ، ديگر باره گفت : يا أبتاه ، هيچ جواب نشنيد ، ديگر باره گفت : أبتاه ! جان من فداى تو باد ، ديده بگشا و به فرزند دلبند خود سخنى بفرما . آن سرور چشم بگشاد و فاطمه را ديد كه قطرات عبرات چون باران نيسان بر رخسار ارغوانى مىريخت و شعلهء آتش جانسوز از كانون دلها مىانگيخت . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : اى فرزند پسنديده و اى آرام دل محنت كشيده ! آب ديدهء تو بسيار گردانيد غم مرا و فراوان ساخت درد و الم مرا ، و به دست مبارك خود آب از ديدهء فاطمه پاك مىكرد و مىگفت : اى فرزند پاكيزه ! گريه مكن كه به واسطهء گريهء تو ملائكهء آسمان و حملهء عرش رحمان به گريه درآمدند . ديگر باره گفت : اى فاطمه ! چون روح مرا قبض كرده باشند بگو
إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون
« 1 » . اين بگفت و چشم بر هم نهاد . فاطمه - عليها السلام - درنگى صبر كرد . ديگر باره آواز برآورد
هامش
( 1 ) - بقره 2 / 156 .