تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
رسانيدند ، من ايشان را دوست مىدارم و فرزندان ايشان را دوست مىدارم و آنچه انصار نسبت به من و به ياران من كردهاند و به جاى آوردهاند خداى تعالى از ايشان راضى و خشنود است و مزد خواهد داد و در آخرت ايشان را اجر عظيم خواهد بود . اى ياران مهاجر ! شما هر روز زياده مىشويد و انصار كم مىشوند و اين انصار از راه مروت درآمدند و از فرط اخلاص و محض محبت ، منازل خود به شما ارزانى داشتند و طعام و شراب خود را بالطّوع و الرّغبة ايثار شما نمودند و شرايط يارى و طريقهء جان سپارى مرعى داشتند . بعد از آن دست حق‌پرست خود به سوى آسمان برداشت و در حق انصار دعاى بسيار كرد به اين عبارت كه : اللّهم ارحم الانصار ! اللّهم ارحم الانصار ! بعد از آن فرمود كه پروردگار من حكم كرده و سوگند خورده كه داد مظلومان از ظالمان بستاند و حق هيچ مظلومى نزد ظالم نگذارد . بعد از آن گفت : اى گروه مردمان ! و اى جماعت حاضران ! هر كس را كه من آزرده باشم يا حقى از او برده باشم برخيزد و عوض آن از من بستاند و استيفاى حق خود نمايد و اگر كسى باشد و حاجتى داشته باشد شرم ندارد و طريق اسلام مرعى دارد ، برخيزد و حاجت خود بگويد و از من حق خود طلب كند . مردى برخاست و گفت : يا رسول اللّه ! سه درهم حق بر ذمت تو دارم اكنون حق خود را به موجب وصيت شما از شما طلب مىدارم . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : تكذيب تو نمىكنم و تو را نيز سوگند نمىدهم و ليكن اين دراهم از چه ممر است كه طلب مىدارى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! روزى سائلى از شما سؤال كرد ، مرا فرمودى كه سه درهم به وى ده ، من به فرمودهء حضرت شما آن سه درهم بدادم و تا كنون عوض آن نيافتم . آن حضرت سه درهم به وى داد . ديگرى برخاست و گفت : يا رسول اللّه ! من سه درهم از بيت المال تصرف كردهام و به آن محتاج بودم و آن را تا اين زمان مخفى داشتم . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود تا آن سه درهم از او گرفتند . ديگرى برخاست و گفت : يا رسول اللّه ! من نفاق دارم و شعار منافقان در خود مشاهده مىنمايم و اصناف مناهى و انواع معاصى از من در وجود آمده و امثال اين