تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
به خلافت وى بيعت كنيد . بيت :
فغان برخاست از افراد اصحاب * كه اى خاك درت لب تشنه را آب
مطيعيم آنچه فرمودى به جانها * بود حرف اطاعت بر زبانها
پس اصحاب يك يك برخاستند و نزد پيغمبر تصديق خلافت على نمودند و بر او بيعت كردند . بيت :
نخستين بود ابو بكر از جماعت * كه بيعت كرد از بهر اطاعت
بعد از آن عمر و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن ، بيت :
زبان در تهنيت اوّل گشودند * پس آنگه جملگى بيعت نمودند
و در بعضى كتب سير مذكور است ، سيّما در روضة الاحباب مسطور است كه چون و على - عليه السلام - از منبر فرود آمد پيشتر از همهء اصحاب عمر بن الخطاب برخاست و گردن و روى على - عليه السلام - را بوسه داد و به خلافت على اقرار كرد و تهنيت گفت به اين عبارت : بخ بخ لك يا بن ابى طالب ! نيكويى و خرمى باد تو را اى پسر ابو طالب . اصبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة بامداد كردى و مولاى من و مولاى همهء مؤمنين و مؤمناتى . بيت :
عمر گفت اى على نيكوست حالت * كه شامل گشت لطف ذو الجلالت
شدى مقرون به توفيقات سرمد * امير المؤمنين خواندت محمّد
وصى گشتى نبى المرسلين را * امام بر حقى ارباب دين را
و باقى اصحاب يك يك معانقه كردند و على - عليه السلام - را خليفه و قائم مقام رسول دانستند و بر آن نيّت از يكديگر متفرق گرديدند ، نعم ما قيل ، بيت :
رو از براى سر دين خويش تاجى ساز * ز خاك پاى جوانمرد وال من والاه
ز دل عداوت او دور دار تا نخورى * ز تيغ لفظ نبى زخم عاد من عاداه