تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
به دار السلام عقبى نرفته كه كسى را وصى نكرده و قائم مقام و خليفه نگذاشته . أيّها النّاس ! اكنون جبرئيل از نزد رب جليل آمده مىفرمايد كه حكم خدا چنين است كه خليفه و قائم مقام خود تعيين نموده تا تبليغ احكام تمام به جاى آورده باشى و حجت خالق بر خلايق رسانيده باشى . پس به چهار طرف خود روى كرده فرمود : اى قوم ! به حكم خدا از شما مىپرسم : الست اولى بالمؤمنين من انفسكم ؟ آيا من نيستم سزاوارتر به مؤمنان از نفسهاى ايشان ؟ همه آواز برآوردند و از روى صدق و نياز گفتند : يا رسول اللّه ! تو سزاوارترى بر ما از نفسهاى ما . بعد از آن على - عليه السلام - را طلبيد و بر بالاى منبر برد و دست على را گرفت و گفت : اى قوم ! اين على در ميان شما از جملهء شما داناتر و شجاعت و تقواى او از همهء شما بيشتر و اين على از همهء شما به من نزديكتر و محبت خدا و رسول با او از همهء شما افزونتر و سبقت او بر همهء شما در اسلام بيشتر است ، او را خليفهء خود گردانيدم ، از اوامر و نواهى و از فرايض و سنن هر چه فرمايد انقياد او و قبول آن را بر شما لازم گردانيدم و شما حاضران يمين و يسار سيّما مهاجر و انصار را بر اين موجب گواه گرفته تبليغ احكام الهى به اتمام رسانيدم . روايتى آن است كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه . هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست . بعد از آن دست نياز به قيّوم كارى ساز برداشت و پنج دعا در حق على - عليه السلام - ارزانى داشت و گفت : اللّهم وال من والاه . بار خدايا دوست دار آن كسى را كه على را دوست دارد . و عاد من عاداه و دشمن دار آن كسى را كه على را دشمن دارد ، و اخذل من خذله و فروگذار آن كس را كه على را فروگذارد ، و انصر من نصره و يارى ده آن كسى را كه على را يارى دهد ، و ادر الحق معه حيث كان و حق را با او دار هر جا كه على باشد . و روايتى هست كه دعاى پنجم اين است : و العن على من ظلمه . بيت :
به غير او امام خود مخوانيد * وصى من جز او كس را مدانيد
بعد از آن ، آن سرور فرمود : دست بيعت به وى دهيد و تخم محبت او در دلها كاشته