تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
خواهد آورد . نقل است كه آن سرور در شب عيد دست به دعا برآورد و گفت : الهى ! امتان عاصى مرا بيامرز . خطاب رسيد كه اى سيد ! و اى خواجهء كونين ! تا كى غم امت مىخورى و تا چند شفاعت گناهان ايشان مىكنى ؟ اى سير كنندهء افلاك ! و اى متوج به تاج لولاك ! گناهان امت تو را بخشيدم و همهء عاصيان را به جهت خاطر مبارك تو آمرزيدم الا مظالم را كه من در قيامت و در آن روز پرملامت ، داد مظلومان از ظالمان خواهم گرفت و جزاى كردار بد و گفتار بد ايشان خواهم داد . ديگر باره رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بناليد و بسيار آب از ديده بباريد و گفت : الهى ! اكرم الاكرمينى و ارحم الرّاحمينى ، مظلومان را در عوض ظلم ظالمان چندان بده كه راضى شوند و ظالمان را از درياى رحمت خود بىبهره مساز و ايشان را به فضل و كرم خود از جويبار غفران سيراب ساز . هر چند دعا كرد و الحاح نمود اجابت نفرمود و خطاب مستطاب از رب الارباب رسيد كه اين دعا نكنى و اين الحاح من بعد به ظهور نرسانى كه اين دعا به اجابت نمىرسد و اين ملتمس تو برآورده نمىشود . آن حضرت را از هيبت اين جواب و از صدمت اين خطاب ، موى از اعضاء برخاست و دست از شفاعت ظالمان بداشت . جبرئيل - عليه السلام - از كلام بارى تعالى اين آيهء وافى هدايه فرو خواند :
وَ لا تَحْسَبَن اللَّه غافِلًا عَمَّا يَعْمَل الظَّالِمُون

« 1 » آن حضرت مقارن اين حال و در شدّت اين مقال گريه و زارى برداشت و باز تبسم شيرين و خندهء نمكين كرد . اصحاب گمان بردند كه حق سبحانه و تعالى گناه ظالمان را به حضرت مصطفى بخشيد و شفاعت در حق ايشان مستجاب گرديد . گفتند : يا رسول اللّه ! شادى و غم و الم و راحت پيوسته به يكديگر عجيب و غريب مىنمود ، يا رسول اللّه غم و الم معلوم است اما سبب خنده و باعث تبسم كدام است ؟ پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه ابليس لعين را ديدم بر بالاى پشتهاى برآمده بود و گوش بر دعاى من نهاده همين كه دانست كه خداى تعالى گناهان امت مرا بخشيد و همه را به شفاعت من آمرزيد به هر دو دست خاك از زمين بر مىدارد و بر فرق خود مىپاشد و از

هامش
( 1 ) - ابراهيم 14 / 42 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 342 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى