تسليم نمودن جناب پيغمبر ( ص ) سورهء برائت را به ابى بكر و به مكه فرستادن و باز به موجب فرمودهء الهى از او بازگرفتن و به حضرت على مرتضى تسليم نمودن تا بر معاندان مكه بخواند .
« 1 »
سخنآراى اين حديث كهن * اين چنين مىكند بيان سخن
كه به اسانيد صحيحه و روايات صريحه به وضوح پيوسته كه چون ارادهء ازلى و مشيت خالق لميزلى متعلق شد به آنكه بالكليه اوضاع اديان پيشين را براندازد و به يكبارگى اعلام احكام دين مبين سيد المرسلين را بر افرازد جبرئيل - عليه السلام - را امر فرمود تا سورهء برائت را نزد سيد كاينات آورد و گفت : يا رسول اللّه ! حكم الهى چنين است كه آيات منزله را بر معاندان دين و بر مشركان لعين ، سيّما بر ساكنان حرم محترم و متوطنان بيت اللّه المعظم بخوانى و در موسم حج كه از اطراف و جوانب ، خلايق آنجا حاضر مىشوند بفهمانى تا ايشان به غايبان برسانند .
پس حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - در اين انديشه بود كه در فرستادن احكام الهى به كه امر نمايد و تأمل مىفرمود كه تبليغ احكام منزله را به كه فرمايد و چه كسى را به ارسال آيات مفتخر و سرافراز گرداند . در اين محل ابا بكر واقف گرديده پيش حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - آمد و گفت : اى سيد و سرور ! موسم حج است و عزيمت زيارت دارم و به رخصت شما به مكه مىروم و التماس چنان است كه آيات بينات منزله را به من ارزانى دارى و به اين واسطه مرا در ميان اكابر مهاجر و عظماى انصار ممتاز سازى و از لطف بىغايت خود التماس مرا به قبول مقرون داشته نااميد و بىبهره نسازى . پس حضرت رسالت پناه - صلّى اللّه عليه و آله - التماس او را به اجابت مقرون داشته آيات را به وى تسليم نمود . ابا بكر بغايت شادان گشت و از روى نشاط و بهجت گفت : الحمد للّه و المنّة كه قابل چنين خدمت مقبول گشتم و سپاس و ستايش مر
هامش
( 1 ) - الف : « گفتار در ذكر نازل شدن سورهء برائت و فرستادن آن حضرت ابى بكر را به جانب مكه معظمه و نازل شدن جبرئيل و رسانيدن حكم ملك جليل كه سورهء برائت را نرساند الاعلى بن ابى طالب عليه السلام » .