تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
به غارت برده مالهاى ايشان به تمام گرفتند و جماعت اسيران را بعد از چند روز در بازار مدينه درآوردند . نقل است كه على بن ابى طالب - عليه السلام - چون مهتر آن جماعت را بكشت و مسلمانان دلير گشته دست به قتل و غارت برآوردند ، جبرئيل - عليه السلام - از نزد رب جليل آمد و سورهء و العاديات را آورد و رسول - صلّى اللّه عليه و آله - آن را بر اصحاب خواند . ياران گفتند : يا رسول اللّه ! مضمون اين سوره بر ما معلوم نيست . پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - فرمود كه جبرئيل - عليه السلام - مىفرمايد كه حق سبحانه و تعالى قسم ياد كرده است به اسبان دوندهء امير المؤمنين على - عليه السلام - و بر عدو غالب شدن آن حضرت و ظفر يافتن و مهتر ايشان را كشتن و بعضى ديگر بر دست مسلمانان كشته گشته و بعضى ديگر اسير شده دست بر گردن مىآرند و در سلاسل كشيده همراه دارند و از آن است كه اين غزوه را ذات السلاسل خوانند . نقل است كه چون على - عليه السلام - به اتفاق اصحاب روزى كه به مدينه مىآمدند رسول - صلّى اللّه عليه و آله - استقبال كرد . در اين محل ابا بكر و عمر و عمر و عاص نزد على - عليه السلام - آمده گفتند : توقع داريم كه آنچه در راه گذشته بر حضرت پيغمبر اعاده ننمايى . پس على - عليه السلام - ملتمس ايشان را به اجابت مقرون داشت و چون به نزد آن سرور رسيدند ابا بكر و عمر و عمر و عاص و باقى ياران ديگر زبان به مدح على - عليه السلام - گشودند و حسن تدبير و شجاعت على را معروض داشتند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه جبرئيل - عليه السلام - از نزد رب جليل آمد و از على - عليه السلام - سخنى فرمود كه اگر اظهار كنم بعضى امت من در حق على - عليه السلام - آن گويند كه در حق عيسى مريم گفتند . پس اصحاب برخاستند و با على - عليه السلام - معانقه كردند و گفتند كه يا رسول اللّه ! گواه باش كه ما زندگانى دنيا بىحضور على مرتضى نمىخواهيم . مصرع : اى من غلام آنكه دلش با زبان يكى است .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 334 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى