تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
او از من باشد و من از او باشم . بعد از آن على - عليه السلام - را گفت : انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى . اى على ! حرب تو حرب من است و صلح تو صلح من است و خون و گوشت تو خون و گوشت من است و حق با تو است و بر زبان تو است و در دل تو است و تو با حقى و از يكديگر دور نخواهيد شدن تا آنكه به حوض كوثر به من رسى . بعد از آن فرمود : اى على ! بشارت باد تو را كه دوستان تو را به بهشت برند و دشمنان تو را به دوزخ سپرند . پس ابا بكر برخاست و دست در گردن على - عليه السلام - كرد و بوسه بر سر و روى و گردن وى داد و گفت : تو را دوست مىدارم و كسى كه با تو محبت ندارد خدا را گواه مىگيرم كه از او بيزارم و او را مردود خدا و رسول مىشمارم . بيت :
پيغمبر دينش مقتدا كرد * خود لحمك لحميش ندا كرد
بودند يكى على و احمد * در ديدهء احولان دو آمد

گفتار در ذكر حجة الوداع سيد ابرار و طلب نمودن حضرت رسالت پناه امت را از اطراف ولايت و متوجه شدن به مكهء معظمه و تعليم نمودن مناسك حج به گروه مهاجر و انصار

راويان اخبار نبوى و ناقلان آثار مصطفوى چنين آوردهاند كه رسول - صلّى اللّه عليه و آله - نشسته بود و جمعى از مهاجر و گروهى از انصار مانند هاله در گرد ماه رخسارش درآمده بودند كه ناگاه جبرئيل - عليه السلام - درآمد و گفت : يا رسول اللّه ! حق تو را سلام مىرساند و بعد از سلام مىفرمايد كه امت خود را از اطراف و جوانب ممالك بخوان و رو به جانب مكه آورده مردم را از شرايط و مناسك حج واقف گردان . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - در حال منشيان طلبيد و مكاتيب خود به جوانب و اطراف بلاد عالم رسانيد . مضمون كتابت آنكه هر كه را ميل گزاردن حج باشد و آرزوى زيارت كعبه نمايد آمده با من موافقت كند و متوجه بيت اللّه گردد تا با يكديگر زيارت كنيم و شرايط حج از فرايض و سنن تعليم شما نمايم . مردمان از استماع اين سخنان از روى بهجت و
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 338 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى