كه بىشبهه محمّد هست مرسل * ز عيسى در كمالات است اكمل
گريبان انصاف گرفته از آنجا بيرون آمدند و روى به مدينه آوردند و بعضى اصحاب را وسيله ساخته نزد آن حضرت رفتند و گفتند : بر ما ظاهر شد كه تو پيغمبر آخر الزمانى و هر گناهى كه از ما در وجود آمده از روى نافرمانى ، از آن توبه كرديم و عذر مىخواهيم ، و خجالت بسيار كشيدند و به اميد عفو رو به درگاه پيغمبر آورده گفتند ، بيت :
شاها به در تو عذر خواه آمدهايم * بپذير كه با حال تباه آمدهايم
اكنون ز پى عذر گناه آمدهايم * گمره شده بوديم به راه آمدهايم
پس رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : هر چند بنده گناه كند و نامهء اعمال خود را به مخالفت خدا سياه كند چون پشيمان گردد و روى نياز به قيّوم چارهساز آرد توبهء او قبول باشد و پشيمانى او مقبول . ايشان كلمه طيبهء لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه بر زبان راندند و به صدق دل مسلمان شدند و بعد از قبول اسلام و التفات بسيار ديدن از حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مأذون به مراجعت شدند و خلق را به خدا دعوت نمودن از نزد آن سرور منصور و مأمور گرديدند .
گفتار در ذكر غزوهء ذات السلاسل و فرستادن حضرت رسالت پناه ابى بكر را به جنگ كفار و منهزم گرديدن و بعد از او عمر را و بعد از او عمر و عاص را و منهزم گرديدن هر سه اصحاب پاك گوهر و رفتن على - عليه السلام - و مراجعت نمودن به فتح و فيروزى از آن سفر
« 1 »
سخن سنجان اين فرخنده اقوال * چنين سازند واضح صورت حال
كه در آخر جمادى الاوّل سال هشتم « 2 » از هجرت آن سرور در خارج مدينه نشسته بود
هامش
( 1 ) - ج : « غزوهء ذات السلاسل و بازگرديدن امراء پيغمبر از بيم كافران و فرستادن على به حرب مشركان » .
( 2 ) - « جمادى الاوّل » و « هشتم » را الف ندارد .