تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
توسط على - عليه السلام - از آن حضرت حاكمى طلبيدند . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - ابو عبيده را در ميان ايشان حاكم گردانيد و آن جماعت حاكم خود را برداشته به منازل خود رفتند و هر ساله آنچه قبول نموده بودند به اسهل وجوه نقد كرده تسليم مىنمودند و بر آن موجب بودند و هنوز حكم به حال خود باقى است و آن نوشته در ميان ايشان است . نقل است كه آن سرور بعد از فرستادن نجرانيان روى به اصحاب كرده فرمود : اى قوم ! بدانيد و آگاه باشيد كه اگر مهم اين جماعت به دعا مىگذشت از آمين اين على و فرزندان او و مادر ايشان يك نصرانى در عالم زنده نمىماند و بعد از آن در حق على و فاطمه و حسن و حسين فرمود : انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم ؛ يعنى : من حرب كنم با كسى كه با ايشان حرب كند و صلح دارم با كسى كه با ايشان در مقام صلح و رضاجويى باشد . پس چه گويى در حق معاويه كه با على - عليه السلام - چندين محاربه نمود و در سر منبر به لعن على و اهل بيت امر فرمود و زهر دادن امام حسن و وصيت نمودن به قتل امام حسين - عليه السلام - بر آن افزود . بيت :
براى نقد كام دنيى دون * ز راه راستى رفتند بيرون
على و آل او بودند مظلوم * بود احوال اهل ظلم معلوم
نقل است كه علماى نجرانيان و دانشوران ايشان چون به ديار خود رسيدند قوم بر ايشان جمع شدند و گفتند : در ترك ملاعنه و مباهله چه مصلحت ديديد و با وجود كثرت شما و قلت ايشان چه انديشيديد ؟ گفتند : ما در تورات ديديم و در انجيل شنيديم كه پيغمبر آخر الزمان با دو پسر و داماد و دختر هرگاه دست به دعا برآرند ششم ايشان جبرئيل - عليه السلام - باشد و دعا مستجاب خواهد بود ، ما ديديم كه پنج تن در عبا درآمدند و دوازده دست ظاهر گرديد ، دانستيم كه ششم ايشان جبرئيل است و آن به فرموده رب جليل است . ايشان ديگر باره از روى انصاف و راستى ، بىشائبهء فساد ، ترك تعصب و عناد نموده رجوع به تورات و انجيل كردند و در آنجا چنان يافتند ، بيت :