تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
شهادت پاك گرديد . به اين طريق نامه را به اتمام رسانيد و به جانب نجرانيان پيغام و سلام داد . بيت :
سوى نجرانيان چون نامه بردند * به اهل دانش ايشان سپردند
اهل نجران هر يك يگانهء زمان و وحيد دوران بودند ، از براى مشورت جواب كتابت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مجتمع گرديدند و هر كدام فراخور حال از روى دانش و كمال خود افادهاى فرمودند اما از معارف الهى آگاه نبودند و به حقايق اسرار غيب ، آن كوردلان راه نبردند . بيت :
سخن بسيار گفتند و شنيدند * در آخر مصلحت اين نوع ديدند
كه معدودى چند از اكابر نجران و گروهى چند از علماى نصارا به مجلس حضرت پيغمبر روند و هر كدام از مقصد و مقصود خود سخن گويند تا معلوم شود كه مراد محمّد جلال و جاه است يا اظهار فرمانبردارى حضرت إله . القصه چهارده كس از پيشوايان آن جماعت كه از علماى ايشان بودند به مدينه آمدند و به توسط عمر و عثمان به مجلس پيغمبر درآمدند . جامه‌هاى ابريشمين پوشيده و انگشترين طلا در دست كرده ، سلام كردند . آن حضرت در ايشان از روى خشم نگريست و به حال ايشان ملتفت نگرديد . اصحاب شرمنده و آن گروه خجل برآمده بازگرديدند و پرسيدند كه به اين مرد - يعنى محمّد - نزديكتر كيست ؟ گفتند : پسر عمش على - عليه السلام - است . ايشان پيش على - عليه السلام - آمدند و احوال خود اعلام نمودند . بيت :
به حيدر گفت عثمان اى نكو راى * كرم فرما به لطف اين عقده بگشاى

على - عليه السلام - فرمود برويد و اين جامه‌هاى ابريشمين بيرون كنيد و انگشترى طلا از دست بر آريد و جامه‌هاى رسمين « 1 » پوشيده پيش آن سرور رويد . ايشان به فرمودهء على - عليه السلام - عمل نمودند و روز ديگر به نزديك پيغمبر رفتند و سلام كردند . آن

هامش
( 1 ) - ب و ج : « خلعتهاى رسمى » .