تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
تابع امر و نهى او گردند . در ميان ايشان مالك بن عوف كه به عقل بيشتر و به رأى و تدبير از همه نيكوتر و از روى دلاورى و سردارى و صفآرايى بهتر بود او را مهتر خود ساختند و به امارت برداشتند و با پيغمبر خدا حرب كردن به حكم او قرار دادند . مالك گفت : اى قوم ! در حوالى و اطراف مدينه بلكه در ميان مردم و اصناف قبايل عرب هيچ طايفه برابر ما نيستند در حرب و ضرب ، و محمّديان به امثال ما قتال ننمودهاند و دليرى ما را نديدهاند و ندانسته ، و ما را داعيه بود كه بر سر محمّد رويم و با او مجادله و مقاتله كنيم ، حالا محمّد لشكرى برداشته و به قصد قتل ما علم برافراشته و اين جماعت از ما قويتر و به اصل و نسب از ما بهتر نيستند . چون شما مرا مهتر خود ساختيد و به كلانترى برداشتيد فرمان من بريد و هر چه فرمايم به جاى آوريد . جمله گفتند : ما تو را فرمانبرداريم و به هيچ جهت سر از اطاعت تو بر نمىداريم . پس گفت : هر كس از اين كلانتران با مردم خود در اين شكستها بعد از نيم‌شب درآييد و لشكر را جوق جوق پنهان سازيد . آن سپاه در گذرگاه كمين ساختند و بساط كيد و حيله طرح انداختند . بيت :
نشستند از سر كين جمع گمراه * به سان مرگ پنهان در كمينگاه

چون آن حضرت به حنين درآمد عقبه بسيار بود و محل عبور لشكر از يك موضع دشوار ، به ضرورت لشكر از اطراف و جوانب متفرق شدند و در مضايق درآمدند كه محل كمينگاه دشمنان بود . غافل مىرفتند و خالد وليد مقدمهء لشكر اسلام بود « 1 » چون به كمينگاه رسيد ، اهل هوازن از آنجا بيرون آمدند و بىخبر رو به مسلمانان آوردند . بيت :

به يك بار از جوانب خاست فرياد * بجنبيدند از جا اهل بيداد
و حملهاى قوى آوردند و لشكر به يك بار بر سر مسلمانان دويدند و تير باران كردند . خالد وليد چون انبوهى لشكر بديد و مقاومت را مصلحت نديد به واسطهء ترس و بيم جان از آن موضع عنان بگردانيد و روى به گريز آورد و باقى مسلمانان قرار بر فرار نموده
هامش
( 1 ) - « غافل . . . بود » را الف و ج ندارد .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 303 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى