سواران از يمين و يسار مىرسيدند و صفها راست كرده انتظار مقدم سيّد ابرار مىكشيدند تا آنكه حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مانند خورشيد انور از مطلع خيمهء اخضر طالع گرديد و به اشعهء انوار عالمآراى خود اطراف و جوانب را منور گردانيد و به راحله سوار شد و عنان به جانب حرم معطوف داشت ، بيت :
به توفيق إله و بخت مسعود * توجه سوى بيت اللّه فرمود
و آن حضرت به آواز بلند تكبير مىگفت و اصحاب رسول موافقت نمودند چنانچه از غلغلهء تكبير ، كعبه بلرزيد و در تمامى مكه زلزله پيچيد . بيت :
ز تكبير آن چنان آواز پيچيد * در اين گنبد كه شهر مكه جنبيد
پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - همچنان به راحله سوار در حرم درآمد و نهال با اقبالش سرو بوستان حرم شد و حرم از سايهء آن سرور محترم شد ، كعبه خود را بيار است و از براى تعظيم آن سرور از جاى برخاست . ملائكه سر از دريچهء آسمان بيرون آورده تماشا مىنمودند و جبرئيل - عليه السلام - به اتفاق ملائكه پيغمبر را تهنيت مىفرمودند . آن حضرت طواف خانه نمود . بعد از آن توجه به اندرون خانه فرمود و سيصد و شصت بت كه در اندرون خانه بود [ سر ] فرود آوردند و هر بت كه آن سرور اشاره مىكرد از آن موضع بر زمين مىافتاد . قوله تعالى :
جاءَ الْحَق وَ زَهَق الْباطِل إِن الْباطِل كان زَهُوقاً
« 1 » . پيغمبر به جهت استخفاف نمودن معبودان كفار مىفرمود تا نيزه بر ديدهء بتان مىزدند و بر زمين مىانداختند و يك بت بزرگتر كه او را هبل نام بود و پيوسته او را ابو سفيان مىستود بلندتر از همهء بتان محكم كرده بودند و دست بر آنجا نمىرسيد . جناب رسول اللّه ، على مرتضى را طلبيد تا پاى بر كتف مباركش نهاد و آن بت را از آنجا بركند و بر زمين محكم افكند . بعد از آن از على - عليه السلام - پرسيد كه خود را چون يافتى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! چنان مىبينم كه اگر خواهم آفتاب را از فلك چهارم فرود آورم و اگر اراده نمايم ماه را برداشته به آسمان هشتم گذارم . بيت :
هامش
( 1 ) - اسراء 17 / 81 .