تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
وَ أَنْت خَيْرُ الْوارِثِين

« 1 » . پس على - عليه السلام - به همان موضع رسيده بيخ و بنياد آن بتخانه را در هم نورديد و هر چه در آنجا بود غارت كردند . در آنجا دو شمشير يافتند كه در خوبى نظير نداشت ، هر دو را امير - عليه السلام - به جهت خاصهء خود برداشت و بعد از چند روز خود را به خدمت حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - رسانيد . نقل است كه آن سرور بعد از فرستادن آن دو لشكر و تسكين گرفتن اراجيف در ميان مسلمانان و كافران از اطراف و جوانب مردم طلبيد و به سرعت هر چه تمامتر مىراند تا به مرّ الظهران رسيد كه چهار فرسنگى مكه باشد و مردم آن سرور از چهار طرف فرود آمدند و منادى كردند كه هر كه خدا و رسول را دوست مىدارد امشب آتش افروزد و آنچه تواند زياده افروزد . مردم به شوق تمام و ذوق لا كلام به اهتمام تمام هيمه جمع كردند و هر كس نزديك خيمهء خود آتش افروختند . زبانهء آتش چنان نمود كه به آسمان رسيده و در آن صحرا بيم آن بود كه به خرمن ماه افتد . بيت :

به چشم ناظران آمد در آن كوى * هزاران وادى ايمن به هر سوى
اتفاقا در آن شب ابو سفيان با جمعى مشركان و كافران از بيم و انديشهء مسلمانان از مكه بيرون آمدند تا خبر از اهل مدينه گيرند . چون به آن موضع رسيدند و از پس پشته بيرون آمده آن صحرا و درياى آتش ديدند ، بيت :
زدى درياى آتش موج از انسان * كه گرديدند از آن حالت هراسان
فتادند از تفكر در كشاكش * نشد روشن بر ايشان حال آتش
چون قدمى چند پيشتر آمدند آواز شيههء اسبان و نعرهء مبارزان شنيدند . در اين محل عباس بر استر خاصهء پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - سوار شده خود را به گوشهاى كشيده تا كسى پيدا كند و او را نزد قريش فرستاده اعلام كند تا خود را به خدمت پيغمبر رسانند و در مقام ذلت و مسكنت درآمده اعتذار نمايند . بيت :
هامش
( 1 ) - انبياء 21 / 89 .