تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
ابو سفيان و از كردهء آن سليطهء شيطان به خنده افتادند و از پيش او مزاح كنان برخاستند اما از جانب رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بغايت هراسان و بىحد ترسان گرديدند . نقل است كه بعد از رفتن ابو سفيان از مدينه به جانب مكه چون چند روز برآمد اصحاب در باب مقتولان مكه سخن آغاز كردند و از صبر و تحمل آن حضرت در انتقام مشركان قريش زبان شكايت دراز كردند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - خواص خود را فرمود كه تهيهء اسباب سفر كنيد و اصلا مردم را بر اين امر مطلع مگردانيد و على - عليه السلام - را طلبيد و در رفتن مكه مصلحت مىانديشيد . بر آن قرار دادند كه مردم در مدينه سه روز مهم سفر مكه بسازند و منادى در منادى فرمود كه در اين سه روز از مسافر و مجاور و مرد و زن و بنده و آزاد و شهرى و صحرايى هيچ احدى از مدينه بيرون نرود و هر جانب مدينه را به معتمدى سپرد تا اين خبر منتشر نشود . غمازان اين راز را فاش كردند و در اراجيف باز كردند و به اراذل و اوباش رسانيدند و حاطب بن [ ابى ] بلتعه كتابت به اهل مكه نوشت كه محمّد بر سر شما مىآيد و داعيه چنان دارد كه بنياد قريش خصوصا ابو سفيان را براندازد و آن كتابت را به آزاد كردهء ابو لهب داده از بيراهه به اهل مكه فرستاد . جبرئيل - عليه السلام - آمد و آن حضرت را از فرستادن نامه واقف گردانيد . پس حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - على - عليه السلام - را به آن جانب فرستاد . بيت :
على را گفت خير المرسلين خيز * تكاور جانب بطحا برانگيز
جناب ولايت پناهى به فرمودهء حضرت رسالت دستگاهى ، مركب براند تا به ذى الحليفه رسيد ، كسى را نديد ، از آنجا مراجعت نمود . اما حضرت پيغمبر جمعى را گذاشته بود كه مردم را از رفتن بيرون مدينه منع كنند . چون جناب مرتضى على به آن جماعت رسيد و تفحص احوال نمود حارث بن نعمان گفت : زنى را ديدم كه بيراهه از دور مىگذشت . على - عليه السلام - به آن جانب براند و به اندك زمانى خود را به آن زن رسانيد و آن نامه را از او گرفت و او را بازگردانيد و نامه را به آن سرور رسانيد ، بيت :
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 287 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى