تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

امارت قبول مكن اگر چه ميان دو كس باشد . عمرو عاص مىگويد كه ابا بكر مرا اين نصيحت كرد و چون رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به جوار حق پيوست به غسل و كفن و دفن پيغمبر حاضر نگشت و التفات نفرمود و آن را به على - عليه السلام - حواله كرد و به مصلحت عمر و باقى ياران امارت بر خود راست كرد . روزى در وقت خلافت به وى رسيدم و از وى پرسيدم كه مرا از امارت با وجود تعيين كردن حضرت رسالت منع فرمودى و در قبول امارت كاره بودى ، اكنون خود را والى اهل اسلام گردانيدى ، تغافل كرد و هيچ نگفت تا مدتى . روايتى ديگر آن است كه گفت : أقيلونى و لست بخيركم و علىّ فيكم . و اللّه اعلم بحقيقة الحال . و در آخر اين سال رسول - صلّى اللّه عليه و آله - حارث بن عمير « 1 » را كتابتى داد و او را نزد حاكم بصرى فرستاد . بيت :

به سرعت چون صبا شد جانب شام * رسيد آنجا كه باشد موتهاش نام

مضمون نامهء نامى حضرت خير الانامى آنكه تو را مسلمان بايد شدن و به وحدانيت خدا و به رسالت محمد مصطفى اعتراف نمودن و الّا لشكر مىفرستم و آن كشور را زير و زبر مىكنم . فرستادهء پيغمبر در راه به يكى از امراى قيصر كه شرحبيل « 2 » نام داشت به طريق اتفاق ملاقات نمود . بعد از آنكه معلوم شرحبيل شد كه رسول اللّه است ، بر او خشم گرفت و او را به قتل آورد . چون اين خبر به سمع اشرف حضرت پيغمبر رسيد آشفته گرديد و بفرمود تا لشكر جمع شوند و زيد بن حارثه را امير گردانيد و فرمود برويد و حرب كنيد ، اگر زيد كشته شود جعفر ابى طالب امير باشد و اگر وى كشته شود ، عبد اللّه امير باشد و اگر عبد اللّه كشته شود مسلمانان يك يك را امير گردانند و با دشمن مقاتله كنند . زيد علم برداشت و همت به دفع اعادى برگماشت . بعد از طى مراحل و قطع منازل به دشمنان رسيدند و از حال يكديگر واقف گرديدند . بيت :

هامش
( 1 ) - در هر دو نسخه : « حارث بن عمرو » .
( 2 ) - نام اين امير شرحبيل بن عمرو غسانى بود .