تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
خورده بود جمله از پيش رو ، حق سبحانه و تعالى او را دو بال داد از ياقوت سرخ و طاير جان پاكش از منادى غيب صداى :
ارْجِعِي إِلى رَبِّك

« 1 » شنود و با ملائكهء ملكوت پرواز كرده به آشيانهء :

فَادْخُلِي فِي عِبادِي

« 2 » توجه نمود . بيت :

شهادت يافت از تيغ اعادى * شدش بستر به خاك نامرادى
ز دست خصم چرخ ناملايم * ز پا افتاد نخل باغ هاشم
نقل است كه بعد از چند روز از شهادت جعفر ، حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به خانهء اسماء رفت و او فرزندان را پيش آن سرور آورد . پيغمبر - صلوات اللّه عليه - ايشان را نوازشى فرمود و زياده از معهود مراعات نمود . اسماء به فراست چيزى معلوم كرد و گفت : اى سيّد و سرور ! امروز با فرزندان جعفر ملاطفتى مىفرمايى و ملايمتى مىنمايى كه فراخور حال يتيمان باشد مگر شوهرم شهيد شده است و در راه رضاى خدا و رسول شربت شهادت چشيده است ؟ پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - را تحمل نماند ، به گريه درآمد و اهل بيت همه واقف شدند و به گريه درآمدند و جزع و بىقرارى نمودند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - از غايت ملال از آنجا برخاست و رخسارهء چون لاله و ارغوان را به ژالهء سرشك بياراست و نزد فاطمهء زهرا آمد ، او را ديد كه ناله مىكند و فرياد وا عماه به فلك و ماه مىرساند ، لحظهاى با او موافقت نمود و بعد از آن فرزند خود را به صبر و تحمل ارشاد فرمود . روز ديگر آن سرور ، عبد الله جعفر را اگر چه خرد سال بود كلانتر ساخت و همه را خلعت پادشاهانه پوشانيده نوازش نموده دعاى به خير فرمود . بعد از شهادت جعفر ، عبد اللّه علم برداشت و همت بر مقاتله و محاربه گماشت و نفس خود را مخاطب كرده مىفرمود ، بيت :
كه اى مسكين چه در فكر حياتى * چرا ترسان بدين سان از مماتى
هامش
( 1 ) - فجر 89 / 28 .
( 2 ) - فجر 89 / 29 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 280 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى